تبليغاتX
افشاگری

از انفعال در سعدآباد تا اقتدار در ژنو

 قاسم روانبخش-دبیر سیاسی پرتو

مذاكرات ايران و 1+5 در ژنو در مقايسه با مذاكرات هستهاي دولت اصلاحات با سه كشوراروپايي از جهات مختلفي قابل نقد و بررسي است.
روحيه حاكم بر دولت مدعي اصلاحات، روحيه انفعال و ترس و تحير بود و دشمن نيز آن را به خوبي ميشناخت؛ از اين رو همواره قبل و در حين مذاكرات با هيئت ايراني از زبان تهديد سخن ميگفت. اين سياست كه بوش از آن به سياست هويج و چماق تعبير مي‌كرد، بر آن بود تا ا زطريق تهديد نظامي و تحريم همه جانبه ايران را در مذاكرات به پذيرش هويج يا آبنبات متقاعد سازد.بر اين اساس هر گاه كه به زمان مذاكرات نزديك ميشديم بر شدت تهديدات آمريكا و اتحاديه اروپا افزوده ميشد. در حين مذاكرات نيز تيم ايراني را به اجراي تهديدات در صورت شكست مذاكرات تهديد ميكردند. به عنوان نمونه، بنا بر اعتراف جك استراو وزيرخارجه وقت انگليس د رمذاكرات سعد آباد با مشتي كه بر روي ميز كوبيد و تهديدات قبلي را تكرار كرد فضا به نفع اروپاييها تغيير كرد و تيم ايراني همه چيز را واگذار كرد به طوري كه ديگر حاضر نشدند امتياز چند دانه سانتريفيوژ تحقيقاتي نيز به ايران بدهند. فضاي رعب و وحشت آن چنان بر مذاكرات سايه افكنده بود كه قدرت مقاومت و ايستادگي را در برابر زياده خواهي هاي غربي ها گرفته بود ودايما هيات ايراني از اين ميترسيد كه كشورهاي اروپايي مذاكرات را ترك كرده، به فاز نظامي روي آورند. اين فضاي تهديد كاذب متاسفانه توسط تيم به مسوولان نظام در دولت و مجلس نيز منتقل ميشد و بر تصميمات آن ها نيز تاثير گزار بود. جالب اين كه اين افراد سعي ميكردند به كمك دوستان مرعوبشان در مجلس ششم و دولت ،رهبري نظام را نيز مرعوب كنند و به پذيرش خواست دشمن وادار نمايند!! نمايندگان مجلس ششم در نامه 127 نفره به مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت سازش در برابر آمريكا از معظم له خواستند در برابر زياده خواهي هاي دشمن تسليم شوند در بخشي از نامه ننگين آن ها به مقام معظم رهبري آمده است: «شايد در صفحات تاريخ پرفراز و نشيب معاصر ايران هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت، تنها با تسامح مي‌توان وضعيت ايران را در زمان اشغال در جنگ جهاني دوم و يا پيش از پذيرش قطعنامه 598 با وضع كنوني قابل مقايسه دانست كه در اولي با قطع هرگونه اميد در داخل،‌ عامل خارجي سرنوشت كشور را رقم زد و در برهه دوم، دور انديشي و اراده و تدبير حضرت امام خميني و اتكاي به مردم كشور را نجات داد اما شايد دوره كنوني از اين لحاظ بي مانند باشد كه شكاف‌هاي سياسي و اجتماعي با تهديد خارجي و برنامه آشكار دولت ايالا‌ت متحده آمريكا به عنوان قدرتي كه در برابر خود مانعي نمي‌بيند، براي تغيير نقشه ژئوپولتيك منطقه هم‌زمان شده و نظام ناچار به كنش و واكنش در برابر اين برنامه است...» القاكنندگان نااميدي و ترس در دل مردم، در ادامه نوشته‌اند: «اگر جام زهري بايد نوشيد، قبل از آن‌كه كيان نظام و مهم‌تر از آن استقلا‌ل و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بي‌ترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوي ملت با همان پاداشي مواجه مي‌شود كه امام عزيز راحل روبه‌رو شد. اين اقدام؛ نشانه تدبير، دورانديشي، مصلحت‌جويي و خيرخواهي و توفيق الهي است.» (حيات نو، به نقل از كتاب وسوسه شيطاني)
مقام معظم رهبري در باره خطر اين نوع تفكر براي كشور در جمع دانشجويان علم وصنعت فرمودند: «درمقابل دشمن اگر مسوولين كشور احساس رعب و خوف بكنند، بر سر ملت بلاهاي بزرگ خواهد آمد. آن ملت هائي كه ذليل و مقهور دست دشمن شدند، عمده‌ علت اين بود كه مسوولان - پيشروان قافله‌ ملت - شجاعت و اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهي در بين آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداكار، آماده‌ به جانبازي هستند، منتها مسوولين و روسا وقتي خودشان اين آمادگي را ندارند، نيروهاي آن‌ها هم از بين مي‌رود و اين ظرفيت هم نابود مي‌شود. آن روزي كه شهر اصفهان در دوره‌ شاه سلطان حسين مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حكومت باعظمت صفوي نابود شد، خيلي از افراد غيور بودند كه حاضر بودند مبارزه و مقاومت كنند؛ اما شاه سلطان حسين ضعيف بود. اگر جمهوري اسلامي دچار شاه سلطان حسين‌ها بشود، دچار مديران و مسوولاني بشود كه جرات و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمي‌كنند، در مردم خودشان احساس توانائي و قدرت نمي كنند، كار جمهوري اسلامي تمام خواهد بود.» معظم له در آخرين ديدار خود با نمايندگان مرعوب مجلس ششم در پاسخ به نامه موهن آن ها نسبت به مرعوب شدن در برابر دشمن هشدار دادند و فرمودند انساني كه مرعوب ميشود نمي تواند تصميم بگيرد. مرعوب شدن و عقب نشيني در برابر دشمن حد يقف ندارد. حد يقف آن تسليم در برابر دشمن و عقب نشيني از مواضع انقلاب و پذيرش عامل مستقيم دشمن بر عرصه حاكميت كشوراست.
ولي امروز در مذاكرات ژنو اقتدار نظام اسلامي را همه احساس ميكنند؛ از يك سو سايت هسته اي ايران در نطنز با تمام قدرت به صورت تمام وقت فعاليت ميكند بنابر اين مذاكره، وقت كشي براي ما نيست هرچه مذاكرات ادامه يابد متضرر نمي شويم. در حالي كه در گذشته ادامه مذاكرات به ضرر ملت ايران تمام ميشد چرا كه تاسيسات ما همه مهر و موم شده بود و دشمن بر طولاني شدن مذاكرات تاكيد ميورزيد. از سوي ديگر در مذاكرات پيشين اين پيشنهادات اروپايي ها بود كه محور مذاكرات قرار ميگرفت ولي اكنون اين جمهوري اسلامي است كه با بسته پيشنهادي خود محور مذاكرات را تعيين ميكند.در گذشته اگر اين اروپايي ها بودند كه با زدن مشت محكم روي ميز،‌ ايران را تهديد به ترك مذاكره ميكردند و اين ايران بود كه همواره به آن ها خواهش و التماس ميكرد اكنون ايران است كه در برابر 1+5 مشت هاي خودرا گره كرده و آن ها را تهديد به ترك مذاكره ميكند. قبلا اين آمريكا و اروپا بود كه در آستانه مذاكرات از زبان تهديد سخن ميگفت و د ركنار تهديد به چماق،‌ هويج نشان ميداد، ولي امروز اين ايران است كه در آستانه مذاكرات رزمايش موشكي با برد بيش از 2000 كيلومتر برگزار ميكند و از سوي ديگر رسما از آماده سازي سايت ديگري به نام سايت «فردو» سخن به ميان ميآورد. و جالب تر از همه اين كه در بسته پيشنهادي سخني از موضوع هسته اي نيست زيرا ايران بحث هسته اي را در چارچوب» ان، پي، تي» پايان يافته تلقي ميكند. وعلاوه بر آن خواهان مذاكره براي خريد اورانيوم با غناي 20درصد براي داروسازي ميشود كه مورد قبول طرف هاي مذاكره كننده قرار ميگيرد. موفقيت ايران در موضوع هستهاي نشان ميدهد كه مديريت سياست خارجي با پيروي از فردي حكيم و مدبر (مقام معظم رهبري) كه همه قوا را ازمقننه و مجريه گرفته تا نيروهاي مسلح در يك جهت هماهنگ مي‌كند، با موفقيت به‌پيش مي‌رود. اين مطلب به اندازه اي روشن است كه پوتين در سفر به تهران رسما اعلام ميكند تا اين حكيم در تهران نشسته باشد هيچ قدرتي نميتواند ايران را به زانو در آورد. ولي به هرحال نبايد در اين ميان از نقش دولت نهم و دهم و شجاعت شخص دكتر احمدي نژاد غافل بود، چرا كه اگر فرماندهان رده پايين اطاعت پذير نبودند، فرمايشات آقا به صورت معمول و روان عملي نمي‌شد.
نتيجه: 1) در موضوع هستهاي پرونده ايران مختومه شد.
2) سايه تهديد براي هميشه از سر ملت ايران برداشته شد.
3) ايران از نظر قدرت در كنار كشورهاي 1+5 قرار گرفت و به قدرت اول منطقه تبديل شد.4) اقتدار سياسي و نظامي و علمي ايران به نمايش گذاشته شد و كشورهاي 1+ 5 با اين مذاكرات عملا آن را به رسميت شناختند 5) پيام اين مذاكرات اين بود كه كشورهاي جهان سومي كه در سايه سياست هاي استعماري عقب مانده نگه داشته شده اند ميتوانند با الگو گرفتن از انقلاب اسلامي، كشور خود را از شر استعمار برهانند و به استقلال همه جانبه دست يابند. 6) اگر دولت ها و مسوولان كشور ولايت پذير باشند نتايج شيريني براي كشور و مردم به بار خواهد آمد. چنان چه در امور داخلي از جمله فرهنگ، ولايت مداري خود را به منصه ظهور برسانند و منويات معظم له را عملي سازند يقينا نتايج شيرين تري براي كشور به ارمغان خواهد آمد.

نوشته شده توسط نقاد در دوشنبه یازدهم آبان 1388| موضوع: مقايسه ي عملكرد دولت ها |
با انتشار بيانيه‌اي؛
 
"جنبش سبز علوي " اعلام موجوديت كرد
 
خبرگزاري فارس: تشكلي با نام جنبش سبز علوي با انتشار اطلاعيه‌اي اعلام موجوديت كرد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از رسا، در اطلاعيه اين جنبش با اشاره به جايگاه رنگ سبز در ساختار تاريخي و ديني تشيع، از برخي سوء استفاده ها و مصادره اين نماد توسط گروه هاي سياسي انتقاد كرده و به مناسبت نزديكي به ايام پربركت عيد غدير، از عموم مردم متدين خواسته است تا با استفاده از اين رنگ، اجازه سوء استفاده و مصادره اين نماد مذهبي توسط گروه هاي سياسي را بگيرند.

متن كامل اطلاعيه منتشر شده از سوي اين جنبش به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

"الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمة طيبه كشجرة طيبه اصلها ثابت و فرعها في‌السماء

توتي اكلها كل حين باذن ربها و يضرب‌الله الامثال للناس لعلهم يتذكرون

و مثل كلمة خبيثه كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار

يثبت‌الله الذين امنوا بالقول الثابت في الحيوه الدنيا و في‌الاخره و يضل‌الله الظالمين و يفعل‌الله ما يشاء‌ "

سوره مباركه ابراهيم آيات 27-24

مردم متدين علوي و فاطمي ايران اسلامي

دل و جان سرزمين ولايت مدار ايران اسلامي، قرن‌هاي متمادي است كه به نور ايمان و دلدادگي به مكتب سبز علوي و سرخ حسيني روشن و منور است. افتخار ايرانيان غيور و با شرف، پذيرايي جانانه از آيين جاودانه و راهگشاي اسلام عزيز و آغوش گشودن صميمانه به معرفت ناب و بي‌پيرايه ولايت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام بوده است. چنانچه جاي جاي اين خطه نوراني و سبز، مزين به قدوم فرزندان و سلاله پاك نبوي و علوي بوده و پناهگاه جاودانه سادات و فرزندان منزه و آراسته علوي و فاطمي بوده است.

در طول اين ساليان مملو از شور و دلدادگي، رنگ غيرت آفرين ، دشمن ستيز و مظلوم نواز "سبز " به عنوان نمادي از مكتب پرتوافكن تشيع و شاخصي در تكريم و تعظيم مكتب آزاده پرور حضرت علي بن ابيطالب عليه و علي ابناءه المعصومين افضل صلوات المصلين در ميان مردم مشهور بوده است.

هنوز پيشگامي روحانيت و سادات جليل القدر شيعه علوي در روند پيروزي و راهبري انقلاب شكوهمند اسلامي از اذهان محو نشده است. اقتداي مردم ولايت مدار ايران به زعامت مرجع عاليقدر و ولي فقيه زمان حضرت آيت الله العظمي امام خميني (قدس الله نفسه الزكيه) و تبعيت بي‌پيرايه آنان از سيد و سلاله پاك زهراي مرضيه، فرزانه دوران، حكيم صبور و فقيه بصير زمان مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي (ادام الله ظله العالي) نمونه‌اي از پيشتازي سبز علوي و ولايت مداري سادات علوي ميان امت و امام در سه دهه اخير بوده است.

چنانچه آذين بستن پيشاني رزمندگان علوي به سربندهاي سبز "يا زهرا "، "يا حسين شهيد "، "ياعلي‌بن ابيطالب "، " يا قمر بني هاشم " در دوران دفاع مقدس ملت ايران و عطر دل‌انگيز

پارچه‌هاي متبرك سبز ضريح علي بن موسي الرضا (ع) در سجاده‌هاي عبادت زلال بندگان خالص پروردگار، خود حكايت ازدر هم آميختگي رنگ و محتواي سبز در سلوك معرفتي غيور مردان اين سرزمين دارد.

امت علوي و ولايي ايران

همانگونه كه مستحضريد چندي است به مدد برخي فعاليت‌هاي سياسي و حزبي خاص كه مع‌الاسف مورد تعرض و بهره‌برداري دشمنان اين مرز و بوم علوي و مهدوي نيز قرار گرفته است، رنگ مكتبي و سبز علوي به مصادره دغل بازان و سياست پيشگان مرتبط با اجانب درآمده است.

متاسفانه دشمنان در شبيخوني نيرنگ آميز با هتك حرمت اين نماد ديني و فرهنگي، ‌به محتواي آن نيز جسارت روا داشته اند. برخي نيز با سوء استفاده‌ از اين رنگ و نماد متعلق به سادات و روحانيت به بهانه بازي‌هاي سياسي، تقدس آن را نشانه گرفته و حرمت آن را با مصادره به مطلوب و انحصاري ساختن آن در فعاليت‌هاي خويش لكه‌دار ساخته‌اند.

از اين رو است كه حركت مكتبي و مردمي "جنبش سبز علوي " در خيزشي عمومي و فراگير عليه انحصاري ساختن اين رنگ با مسماي ناب علوي و حفظ سيادت و قداست رنگ سبز اعلام موجوديت كرده و در اولين بيانيه خويش با تبريك حلول ايام فرخنده ميلاد سبز امام رئوف و عطوف، حضرت علي بن موسي‌الرضا عليه آلاف التحيه و الثناء از عموم ملت ولايي و آسماني ايران عزيز دعوت مي‌نمايد كه به مناسبت در پيش بودن ايام مبارك عيد سعيد امامت و ولايت، عيد الله الاكبر، روز اكمال دين و اتمام نعمت و انتصاب شريف حضرت مولي ‌الموحدين امير المومنين علي بن ابيطالب عليه الصلاة و السلام به ولايت مطلقه الهي و عيد سادات وفرزندان جليل القدر امام علي بن ابيطالب (ع) با ترويج و استفاده از اين نماد متبرك، رنگ مقدس "سبز " را به مامن خويش بازگردانده و گامي تاريخي در جهت اثبات ولايت مداري و علوي محوري خويش بردارند.

در اين زمينه ستاد "جنبش سبز علوي " از عموم امت ايران مي‌خواهد كه:

1- "جنبش سبز علوي " كه متشكل از سادات، معتقدين و دل سوختگان مكتب تعالي بخش تشيع ناب علوي است از عموم محبين و معتقدين به ولايت اميرالمومنين امام علي بن ابيطالب عليه الاسلام مي‌خواهد كه با تمسك به "قبة الخضراء " و گنبد سبز نبوي صلي الله عليه و آله و سلم از اين پس و به خصوص در مراسم مذهبي در پيش رو همچون عيدين سعيدين قربان و غدير خم و نيز محرم و صفر سالار شهيدان كربلا حضرت ابي‌عبدالله الحسين عليه‌ السلام با تظاهر و بر تن كردن لباس‌ها، شال‌ها و پرچم‌‌هاي مزين به اين نماد مقدس سبز در مجامع عمومي و مذهبي همچون مساجد، تكايا، حسينيه‌ها، مدارس، ‌دانشگاه‌ها، خيابانها، حوزه‌هاي علميه، مجامع كارگري و كشاورزي، صنعتي و تجاري، بازار، جشن‌ها و ميهماني‌ها و محيط فعاليت‌ ورزشي، پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، محيط كار و كسب رزق حلال و ... حاضر شده و اوج دلدادگي و صفاي خويش، ولايت مداري، فراگيري و دلبستگي به مكتب سبز علوي خويش را به نمايش گذارند.

2- از عموم هم ميهنان عزيز درخواست داريم كه در ايام متبرك پيش رو به خصوص عيد بزرگ سادات علوي - عيد غدير خم - با آويختن پرچم سبز رنگ و مزين به نام مطهر ائمه طاهرين عليهم السلام بر سر در منازل ، مغازه‌‌ها و محيط‌‌هاي در اختيار خود، افتخار خويش در زنده نگاه داشتن نمادهاي مذهبي و محترم و نيز اعتراض خود به سوء استفاده ازنمادهاي ديني و مكتبي در بازي‌هاي سياسي و حزبي را اعلام نمايند.

3- استفاده گسترده از رنگ سبز مي‌تواند در قالب‌هاي گوناگون همچون چراغاني با نور افشان‌هاي سبز، نصب تابلوها و تراكت‌هاي مزين به اين رنگ و عكس گنبد مطهر پيامبر اعظم (ص) و ائمه‌ هدي عليهم السلام در تمامي نقاط شهرها، روستاها و حتي محيط‌هاي تفريحي سالم صورت گيرد.

4- همچنين به رسم احترام و ادب و تعظيم اين ايام بزرگ، سادات جليل القدر علوي مي‌توانند هديه‌هايي شامل شال و سربند سبز و يا ساير اقلام سبز رنگ به ميهمانان عاليقدر خويش اهدا نمايند.

5- ستاد "جنبش سبز علوي " از تمامي دل‌ سوختگان و پيروان و رهروان مكتب امير‌المومنين (ع) درخواست مي‌نمايد كه براي ثبت اين حركت مردمي و فراگير با صرف بخشي از دارايي خود در خريد اقلام تبليغاتي سبز رنگ در جمع محبين اهليت عليهم السلام در هر هيئت، مجلس و مراسم در روستاها و شهرهاي كشور، زكات مال خويش را پرداخته و به پيشبرد اين جنبش مكتبي ياري رسانند.

6- همچنين ستاد خودجوش و مردمي "جنبش سبز علوي " از عموم مراجع معظم تقليد و روحانيت معظم، نخبگان، اساتيد حوزه و دانشگاه، جوانان، بانوان، ورزشكاران، هنرمندان، كسبه، كارگران، كشاورزان، صنعتگران، طلاب، دانشجويان، دانش‌آموزان و ساير اقشار و صنوف كشور مي‌خواهد كه ضمن ترويج هرگونه ايده سبز علوي به فراگير سازي اين جنبش علوي و الهي در هر كوي و برزن كشوراهتمام ورزيده و با تشكيل ستادهاي خودجوش مردمي رسالت الهي و مكتبي خويش در تبليغ درست مكتب نوراني بخش اسلام و تشيع را اجرايي نمايند.

7- منازل، مساجد، اتومبيل‌ها، ميادين عمومي و ورزشي، بيمارستان‌ها، مراكز بهزيستي و حمايتي و ... مي‌توانند ضمن شادي آفريني در دل محبين اهل بيت عصمت و طهارت و ابوالائمه امير المومنين علي(ع) به ترويج روح عدالت گستري، ظلم ستيزي، ولايت مداري و ستيزي علوي اهتمام ورزند.

8- ستاد "جنبش سبز علوي " همچنين با اعلام تاسيس پايگاه اطلاع رساني "جنبش سبز علوي " به نشاني اينترنتي www.jsanews. com از تمامي فعالين مكتبي و ولايي محيط‌هاي اينترنتي و مجازي درخواست مي‌كند با انتشار ايده‌هاي سبز اين جنبش و هر آنچه در اين مسير به اذهان خويش خطور مي‌كند به تعميق بخشي پايه‌هاي فكري سادات و معتقدين جنبش سبز علوي كمك و ياري رسانند.

9- حضور دسته جمعي مردم با رنگ سبز در خيابان‌ها، ميادين و جشن‌هاي اعياد پيش رو به عنوان سمبلي از شروع حركت "جنبش سبز علوي " به شمار رفته و حركت اين جنبش به مدد الهي در محرم و صفر و ما بعد آن نيز ادامه خواهد يافت.

10- "جنش سبز علوي " معتقد است مكتب 1400 ساله تشيع به مثابه كلمه طيبه و شجره سبز و بارور طوبي ريشه درمحكمات و سر بر آسمان دارد و با دست‌اندازي بيگانگان كه به مثابه شجره پليد و خبيثي‌اند كه نه ريشه‌اي دارند و نه بر و ثمري ، اندك تزلزلي در ادامه مسير سبز علوي ملت ايران و معتقدات آنان بروز و ظهور نخواهد يافت و خداوند بر هر امري قادر و توانا است.

والسلام علي من اتبع الهدي
ستاد جنبش سبز علوي

نوشته شده توسط نقاد در یکشنبه دهم آبان 1388| موضوع: اخبار ويژه |
سبز پوشان همچنان پيرو دجالند ...

مقدمه:


اين پست صرفاً به رد ادعاي برخي از ياران سبز پوش دجال در تکذيب حديث امام علي عليه السلام اختصاص دارد.


حديثي که مي بايست ايشان را به خود آورد، جز بر گمراهي عده اي از آنان اضافه نکرد.


و اين به آن خاطر است که دل آنها نقش کفر و نفاق به خود گرفته.


و صد البته با اين همه باز هم نمي توان به طور صد در صد گفت منظور همين اغتشاش گران امروزي هستند. هر چند اين طور به نظر مي رسد.


 


 


با توجه به تکذيب حديث شريف آقا امام علي (عليه السلام) در مورد ياران سبز پوش دجال در آخر الزمان ، نياز بود تحقيق بيشتري راجع به صحت اين حديث انجام شود.


اين تحقيقات اجمالي با استفاده از نرم افزار «موعود - کتابخانه ي حضرت مهدي عليه السلام-» که شامل 313 جلد کتاب و 313 مقاله و ... بود انجام شده.


لازم به توضيح است اين نرم افزار که حدوداً دو ، سه سال پيش (يا بيشتر) خريداري شده توسط مرکز تحقيقات رايانه اي حوزه ي علميه ي اصفهان به آدرس اينترنتي www.hozeh.org توليد شده است.


 


در طول اين تحقيق به همين مقدار سند اکتفا شد ولي شايد بتوان منابع بيشتري براي اين حديث يافت.


 شما مي توانيد اين احاديث را با ذکر منابعي که در ذيل هر کدام نوشته شده و نيز با بيان نام نرم افزار مورد استفاده ، نقل کنيد. ان شاء الله اشتباهي توسط اينجانب صورت نگرفته باشد.


 


بررسي نشده:


امام علي عليه السلام: برخي پيروان دجال در آن روزگار چيزي سبز بر سر و دوش دارند.


(بحار الانوار ، دوره ي 25 جلدي ، جلد 13 ، ص965 ، بررسي نشده )




بررسي شده ها:


امام علي عليه السلام: ألا و إن اکثر اشياعه يومئذ ... اصحاب الطيالسة الخضر


(بحارالانوار ، دوره ي 110 جلدي ، جلد 52 ، ص 194 يا 195 ، روايت 26)


 


سند حديث:


الطالقاني ، عن الجلودي ، عن الحسين بي معاذ ، عن قيس بن حفص ، عن يونس بن أرقم ، عن ابي سيار الشيباني ، عن الضحاک بن مزاحم ، عن النزال بن سبرة قال: خطبنا علي بن ابي طالب (عليهما السلام)...


 




 


از اکمال الدين شيخ صدوق عليه الرحمه:


امام علي عليه السلام: اکثر پيروان او ... پوشندگان جامه هاي سبز رنگ هستند


(آشنايي با امام زمان عليه السلام و عجل الله تعالي فرجه ، ص 328 يا 329)




 


 روايت اهل سنت:


امام علي عليه السلام: متبعان او طيلسان سبز که کسوت يهود است پوشند...


(دار السلام در احوالات حضرت مهدي عليه السلام و عجل الله تعالي فرجه ، ص 55 يا 56)




 


 شيخ صدوق عليه الرحمه در کتاب اکمال الدين روايت کرده به سند خود از ابن سيره:


امام علي عليه السلام: اکثر پيروان او در آن روز ... صاحب طيلسان سبز باشند


(دار السلام در احوالات حضرت مهدي عليه السلام و عجل الله تعالي فرجه ، ص 367 يا 368)




 


 امام علي عليه السلام: اکثر پيروان و متابعان آن ملعون در آن روز ...  صاحبان طيلسان سبز باشند


(العبقري الحسان في احوال مولانا صاحب الزمان ، المجلد 2 ، الجزء 5 ، ص 43 يا 44)




 


امير المومنين عليه السلام: هان که بيشتر پيروانش در آن روز ...  کساني باشندکه طيلسان سبز در تن دارند يعني يهودان


به نقل از: (منتخب الاثر ص428 ؛ بحار الانوار جلد 52 ص194 ؛ يوم الخلاص ص 720)


(آثار الصادقين ، جلد 29 ، ص 583 يا 584)




 


امام علي عليه السلام: و إن اشياعه يومئذ ...  اصحاب الطيالسة الخضر


(اعيان الشيعه ، ص 81 يا 82)

نوشته شده توسط نقاد در جمعه یکم آبان 1388| موضوع: تحليل هاي ويژه |
کری‌خوانی بنزینی امریکا نتیجه توقف ساخت پالایشگاه در دولت خاتمی

گروه اقتصادی- «ساخت پالايشگاه از نظر من غير اقتصادي است. سرمايه گذاري بايد بازگشت داشته باشد. اين بايد مهمترين علت باشد نه صرف اينکه وارد نسازيم توليد کنيم. ما بايد زنجيره توليد و توزيع را با هم داشته باشيم که فاقد زنجيره توزيع هستيم و از اين رو توليد بنزين براي ما صرفه اقتصادي ندارد و همان بهتر که وارد کنيم اما به قيمت واقعي به فروش برسانيم تا دچار بحران نشويم. از نظر قانوني نيز مجلس هفتم زماني اجازه ساخت و تاسيس پالايشگاه را دارد که حتماً توجيه اقتصادي داشته باشد هم وزير و شوراي اقتصاد تاييد کند که با اين قيمت داخلي اصلاً توجيه نداشت. تنها در اين چند سال اخير به دليل افزايش قيمت نفت و فرآورده ها، اقتصاد پالايشگاه ها وضعيت مطلوب تر پيدا کرد که البته باز هم در ايران ساخت پالايشگاه اقتصادي نيست.»

این همه‌ی استدلال‌های فردی است که به‌عنوان باسابقه‌ترین وزیر پس از انقلاب نام گرفته برای متوقف کردن طرح ساخت پالایشگاه‌های جدید از سال 77 تا سال 84 و پایان دولت خاتمی در کشور.

بیژن نامدار زنگنه، بیش از 2 سال قبل یعنی 31 شهریور 86 در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد و در پاسخ به این سؤال که "آقاي مهندس چرا وزارت شما توليد بنزين و ساخت پالايشگاه را جدي نگرفت؟"، اظهارات فوق را بیان کرد.

زنگنه در حالی ساخت پالایشگاه برای ایران را مقرون به صرفه اقتصادی نمی‌دانست و بر همین اساس، یکی از زیربنایی‌ترین و استراتژیک‌ترین طرح‌های کشور را به تعطیلی کشاند که در حال حاضر و با عبور غرب از تهدیدهای غیرعملی مانند حمله نظامی و قطعی شدن عدم عقب‌نشینی ایران در مسئله هسته‌ای، طرح تحریم بنزین ایران به‌عنوان جدی‌ترین گزینه پس از تصويب سنا و کنگره امريکا، بر روی میز رئیس‌جمهور امریکا قرار گرفته است.

در عین حال، اگرچه کارشناسان و مدیران نفتی ایران از آماده بودن طرح خودکفایی 48 ساعته بنزین خبر می‌دهند و حتی طی روزهای اخیر از اجرای آزمایشی این طرح ظرف هفته آینده خبر داده شده است اما به‌دلیل اینکه در اثر اجرای این طرح، طرح‌های پتروشیمی کندتر می‌شوند، مهم‌ترین دستور کار فعلی وزارت نفت، افزایش ظرفیت پالایشگاه‌های موجود است، به‌طوری که در این خصوص، پالایشگاه‌های اراک، بندرعباس و اصفهان در این زمینه فعال شده‌اند.

اما در شرایط فعلی گویا زنگنه علاقه‌ای به اظهارنظر درخصوص اهمال خود در ساخت پالایشگاه‌های جدید با توجه به اینکه تهدیدها علیه جمهوری اسلامی مورد تازه و غیرقابل پیش‌بینی نبوده است، ندارد.

در این زمینه به‌نظر می‌رسد سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات که تخلفات اداری دولت و کارکنان آن را برعهده دارند، باید با ورود به این مسئله نسبت به واکاوی علل اهمال تعمدی در توقف ساخت پالایشگاه‌هایی که در صورت ساخت آن‌ها، غرب درخصوص به‌کارگیری اهرم فشار انرژی علیه ایران از این ناحیه خلع سلاح بود، توضیح بخواهد.

منبع : رجانیوز

نوشته شده توسط نقاد در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388| موضوع: مقايسه ي عملكرد دولت ها |

اقدام شايسته رئيس‌جمهور برای عزل یک مدیر

چندي پيش ذبيحي رئيس سازمان تامين اجتماعي طي حکمي يكي از مقامات سازمان تامين اجتماعي را عزل نمود. هر چند در اين حکم دليل اين برکناري عدم وجود هماهنگي و لزوم صيانت از مصالح سازمان تامين اجتماعي ذکر شده بود اما بررسي‌هاي حاكي از آن است كه علت اصلي اين برکناري اقدام غيرقانوني و خاصه ولخرجي مقام مغرول از کيسه بيت‌المال بوده است. وي در اقدامي مغاير با ضوابط تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را به همراه خانواده با يک فروند هواپيماي چارتر به هزينه سازمان تامين اجتماعي به سفري تفريحي به شيراز اعزام کرده بود.
رئيس‌جمهور پس از اطلاع از اين موضوع در اقدامي شايسته و قابل تقدير در راستاي صيانت از اموال عمومي دستور برکناري وي را صادر مي‌كند.
سازمان تامين اجتماعي نهادي است عمومي که اموال آن متعلق به تمامي بيمه‌گزاران اين سازمان است.

پی نوشت: به نظر من در این سازمان عریض و طویل در کنار اصلاح ساختار و حقوق های مدیران کل آن از این گونه اقدامات هم باید بسیار انجام شودو

نوشته شده توسط نقاد در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388| موضوع: تحليل هاي ويژه |
روياهايي كه ترك‌ها در سر مي‌پرورانند

تحركات اخير ديپلماتيك كشور تركيه و نقش پررنگ اين كشور در تحولات منطقه‌اي و نيز تنش‌هاي پيش آمده ميان مقامات اين كشور و رژيم صهيونيستي حكايت از تغييراتي در مواضع تاكتيكي و شايد هم راهبردي دولت رجب طيب اردوغان در منطقه دارد.


به گزارش فارس، تحركات اخير ديپلماتيك كشور تركيه و تنش‌هاي پيش آمده ميان مقامات اين كشور و رژيم صهيونيستي حكايت از تغييراتي در مواضع تاكتيكي و شايد هم استراتژيك دولت اردوغان در منطقه دارد، اينكه اين تغيير مواضع با چه هدفي و براي رسيدن به چه منافعي صورت مي‌گيرد، موضوعي است كه گمانه‌زني‌هاي متفاوتي را به ميان مي‌آورد، اما آنچه در آن شكي نيست، مطامعي است كه دولت همچنان ملي‌گراي تركيه در اين تغيير چهره بين‌المللي به دنبال آن است.
كشور تركيه كه بر ويرانه‌هاي امپراطوري بزرگ عثماني ساخته شده است؛ اگر چه از دوره "ترك‌هاي جوان " و رهبري "مصطفي كمال آتاتورك " سعي كرد تا بيش از آن كه با گذشته مرتبط باشد با دنياي مدرن و متجدد همپا و هم وساق شود، اما همچنان روياي بازگشت به دوره مجد و عظمت دربار امپراطوري به مثابه يك نوستالژي افكار زمامداران ترك را به خود مشغول مي‌ساخت.
در دوره اخير حساسيت ترك‌ها بر پيوستن به اتحاديه اروپا از آن جهت كه بازگشت عزت از دست رفته را در پيوستن و هم‌گرايي با اروپا مي‌بينند از همين رو است كه اين مساله به مهم‌ترين مساله سياست خارجي تبديل شده است. البته در راه رسيدن به اين هدف همه متفق‌القول‌اند، از اسلام‌گرا تا لائيك به همين نتيجه رسيده‌اند و چنين آرزويي به نظر مي‌آيد كه به خواستي ملي تبديل شده است.
ماجرا به اتحاديه اروپا محدود نمي‌شود، حتي درباره ارتباط دوستانه تركيه با رژيم صهيونيستي در دهه‌هاي گذشته نظرات متنوعي وجود دارد؛ عده‌اي اگر چه اين رابطه را مرتبط با نفوذ صهيونيست‌ها و غربي‌ها در ارتش تركيه تعبير مي‌كنند، اما در عين حال اين رابطه را با تلاش اين كشور براي بدست آوردن جايگاهي مناسب‌تر در منطقه مربوط مي‌بينند. اين تحليل تا به آنجا پيش مي‌رود كه حتي از نگاه برخي تحليل‌گران مواضع اخير رهبران تركيه عليه رژيم صهيونيستي را نيز بر همين اساس تفسير كردند.
پس از جنگ 22 روزه در اجلاس داووس مجادله لفظي رجب طيب اردوغان با پرز رئيس رژيم صهيونيستي بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي جهان و به ويژه در افكار عمومي تركيه داشت. اين مجادلات البته از هرگز از لفظ پا فراتر نگذاشت، اما همان چيزي كه در سال‌هاي پيش از آن يعني پيش از به قدرت رسيدن حزب "اعتدال و توسعه " محل شماتت تركيه بود- يعني رابطه با رژيم صهيونيستي- اين بار از موضعي ديگر سبب تقويت نقش تركيه در منطقه شد.
با توجه به وضعيت منطقه سه گمانه اصلي را مي‌توان درباره اين تغييرات در چهره سياست‌خارجي تركيه طرح كرد:

انتقام از اتحاديه اروپا:
يكي از گمانه‌هاي مهم در زمينه اتخاذ موضع تند دولت تركيه در قبال رژيم صهيونيستي مساله انتقام گيري و تحت فشار قرار دادن اتحاديه اروپا به خاطر عدم حمايت اين اتحاديه از پيوستن تركيه به باشگاه‌ اروپايي‌ها است.
وارد كردن آمريكا به بازي، و استفاده كردن از اين كشور براي اعمال فشار بر كشورهاي اروپايي راه‌كاري است كه به زعم برخي ناظران از طرف سياست‌مداران ترك به كار گرفته شده است.
بر اساس اين نظريه ترك‌ها به خوبي از نقطه ضعف امنيتي غرب در منطقه مطلع بوده و از اين طريق مي‌كوشد با گروكشي موقعيت خود را بهبود بخشد.

خاورميانه به جاي اروپا:
گمانه دوم نيز بر اساس همان چالش قديمي سياست خارجي تركيه براي پيوستن به اتحاديه اروپا استوار است با اين تفاوت كه در اين نظريه ترك‌ها به اين مي‌انديشند كه به جاي اروپا موقعيت خود را در خاورميانه بازسازي كنند و نقش ارتقاء يافته‌تري را در تحولات اين منطقه ايفاء كنند. اين مساله‌اي است كه آمريكايي‌ها و حتي صهيونيست‌ها نيز از آن استقبال مي‌كنند، چرا كه حضور جدي‌تر تركيه نزديك به آمريكا و داراي رابطه با صهيونيست‌ها در برابر ايران ضد آمريكايي و ضد صهيونيستي، ‌مي‌تواند به نقش ايران در منطقه لطمه زده و به زعم غربي‌ها نقش ايران را تعديل كند.
شواهدي چند نيز بر اين ماجرا دلالت مي‌كند، از يك سو همزماني نزديكي سوريه به تركيه با سفر پادشاه عربستان به سوريه و از طرف ديگر در عين درگيري‌هاي لفظي ميان تركيه و صهيونيست‌ها شنيده‌ مي‌شود كه رژيم تل‌آويو نقش جدي را در ميانجيگري براي پايان اختلاف ميان ارمنستان و تركيه بر عهده داشته است.
اظهار نظر برخي مقامات رسمي تركيه و حزب حاكم درباره اينكه اختلاف ميان تركيه و رژيم صهيونيستي زودگذر و مقطعي خواهد بود نيز مويد اين نظريه است.
در صورت صحت اين نظريه از طرفي ترك‌ها در روياي بدست‌گرفتن نقش تعيين كننده‌اي در منطقه مهم خاورميانه بوده و از سوي ديگر آمريكا و اسرائيل علي‌رغم بحراني شدن رابطه ميان تركيه و رژيم صهيونيستي تا حدودي از تركيه به عنوان آلترناتيو استقبال مي‌كنند.

تغيير استراتژي منطقه‌اي و انتخاب جهان اسلام
گمانه سوم از آنجا نشات مي‌گيرد كه تغييرات صورت گرفته را نه تغييراتي صرفا تاكتيكي كه تغييراتي كاملا راهبردي فرض كنيم بر اين اساس احتمالا حزب حاكم تركيه مي‌بايست به اين نتيجه رسيده باشد كه ادامه روش سنتي گذشته نمي‌تواند منافع اين كشور را آن طور كه ترك‌ها به آن مي‌انديشند تامين كند. باز هم مساله قديمي اتحاديه اروپا نقش مهمي در اين تحليل دارا است؛ چرا كه سرخوردگي تركيه ناشي از تحقير‌هايي كه اين اتحاديه نسبت به اين كشور روا داشته‌است مي‌تواند باعث يك تغيير موضع جدي در جهت‌گيري اين كشور شود؛ با اين وصف اولين رابطه‌اي كه قرباني خواهد شد رابطه با صهيونيست‌ها است چرا كه از يك سو باعث افزايش مقبوليت‌ حزب حاكم شده و از سوي ديگر باعث ارتقاء جايگاه اين كشور در منطقه خواهد شد.

حال بايد منتظر واكنش‌هاي آتي دولت اردوغان در عرصه منطقه‌اي و بين‌المللي بود تا معلوم شود كدام يك از گمانه‌ها بيشتر به واقعيت‌هاي در جريان در اين كشور همسايه نزديك‌تر است. با اين حال به نظر مي‌رسد ترك‌ها همچنان روياي امپراطوري را مي‌بينند.

نويسنده: محمد مهدي سجاديان

نوشته شده توسط نقاد در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388| موضوع: تحليل هاي ويژه |
آيا ندا آقا سلطان که معلوم نشد چطور مرد و کي کشت مهم تر بود يا 41 شهيد سيستان که ارزش يک پيام دادن از سوي خاتمي ، موسوي ، کروبي و برخي مراجع تقليد را نداشتند ؟ لعنت الله علي القوم الظالمين
نوشته شده توسط نقاد در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388| موضوع: تحليل هاي ويژه |

روایتی محرمانه از ناگفته های ژنو

همزمان با ارائه بسته پیشنهادی ایران به کشورهای 5+1، فضای رسانه ای شدیدی علیه برنامه هسته ای ایران شکل گرفت مبنی بر اینکه آخرین مهلت ایران برای انجام مذاکره با غرب تنها تا پایان سپتامبر 2009 میباشد. اما در پشت پرده این تبیلغات، اتفاقات دیگری در جریان بود.

خاویر سولانا، دبیر کل اسبق ناتو و مسوول فعلی سیاست خارجی اتحادیه اروپا با آقای دکتر سعید جلیلی دبیر شورایعالی امنیت ملی تماس گرفت تا با القای فضای رسانه ای غرب، ایران را به انجام مذاکرات در سپتامبر درباره "پرونده هسته ای" وادار نماید. جلیلی با اعلام اینکه اولا برنامه کاری اش در ماه سپتامبر پر است و وقت ندارد و ثانیا موضوع مذاکرات نباید پرونده هسته ای ایران باشد زیر بار تعیین تکلیف سولانا نرفت. بالاخره سولانا پذیرفت که مذاکرات در اکتبر و با موضوع بسته پیشنهادی ایران برگزار شود.

در دور نخست مذاکرات هر بار که هیئت 1+5 بر خلاف توافق قبلی، درباره پرونده هسته ای سخن می گفت، جلیلی قلم بر زمین گذاشته، نگاهشان می کرد تا نشان دهد نسبت به خروج از محور مذاکرات ناخرسند است. این برخورد مدبرانه با واکنش شش کشور خصوصا نماینده انگلیس مواجه شد که با اعتراضی تند، روند مذاکرات را در حال بازگشت به نقطه صفر دانست. جلیلی در پاسخ به این اعتراضات با ذکر این نکته که نماینده انگلیس سومین نفری است که به نمایندگی از انگلیس در طول مسوولیتش با او  مذاکره کرده است او را تازه کار در مذاکرات و بی خبر از روند گذشته خطاب می کند و اظهار می دارد که اتفاقا ایران به دنبال بازگشت به نقطه صفر نیست. ایران روندی را در شش سال گذشته طی نموده و به دستاوردهایی رسیده است که حاضر نیست از آن عدول کند و درباره اش مذاکره نماید. جلیلی چند روزنامه انگلیسی زبان را - که بیانیه 239 نماینده مجلس شورای اسلامی در اعلان هشدار به 1+5 و حمایت از برنامه های هسته ای را تیتر کرده است - به طرفهای مذاکره نشان می دهد. او سخنان چندی پیش اوباما را که گفته بود "باید به نمایندگی از مردم صحبت کرد" بدون ذکر نام اوباما بر سر نمایندگان 1+5 می کوبد و خود را نماینده ملت ایران در مذاکرات اعلام می کند. ملتی که انرژی هسته ای را حق مسلم خود می داند.

پس از این اظهارات، طرف مقابل درخواست تنفس می کند که دکتر جلیلی موافقت کرده، برای استراحت به فضای سبز بیرون محل اجلاس می رود و می نشیند. پس از مدتی قائم مقام وزیر امور خارجه سوئیس که کشورش میزبان اجلاس است با شتاب به سراغ جلیلی آمده، با حرارت خبر مهمی می دهد: "نیکلاس برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا شما را به مذاکره ای دوجانبه دعوت کرده است." دکتر جلیلی بی اعتنا به هیجان او، می گوید نیازی به این کار نیست و نماینده آمریکا سخنش را در جمع و در دور بعدی نشست مطرح کند. مقام سوئیسی پس از اصرار مجدد با واکنش تند جلیلی مواجه می شود که او را تنها به انجام وظیفه میزبانی نشست دعوت می کند. پس از او خاویر سولانا می آید و در ضرورت بهره برداری از این فرصت تاریخی سخن می سراید و حتی دست جلیلی را گرفته او را به رفتن برای مذاکره تشویق می کند اما با پاسخ قاطع منفی جلیلی مواجه می شود که به کنایه می گوید ما می خواهیم این فرصت تاریخی را از دست بدهیم .ضمن اینکه سایر اعضای نشست اغیار نیستند و نماینده آمریکا بهتر است در حضور جمع صحبت کند.

با ایستادگی چند باره جلیلی، این بار خود نیکلاس برنز می آید و درخواست مذاکره می کند که همان پاسخ را می شنود. برنز اصرار می کند که حرفهای دیگری دارم که  بگویم. جلیلی از برنز می خواهد در همان محل سخن بگوید و بعد به سمت محل پذیرایی وعده ناهار شروع به قدم زدن می کند و برنز هم به دنبالش راه افتاده، از جلیلی می خواهد که لااقل بایستد و گوش دهد که جلیلی می پذیرد و حدود 45 دقیقه در فضای سبز با او گفتگو می کند. این فرآیند در حالی اتفاق می افتد که نمایندگان پنج کشور روسیه، چین، فرانسه، آلمان و انگلیس به همراه سولانا از بالکن ساختمان با حیرت در حال نظاره گفتگوی جلیلی و برنز هستند. گفتگویی که در آن جلیلی پرونده هسته ای ایران را راستی آزمایی شده، حل شده و مختومه می داند.

پس از پایان این مذاکره، سولانا به سمت جلیلی می آید و نتیجه را جویا می شود که جلیلی با ذکر اینکه نماز نخوانده و ناهار هم نخورده است، محل را ترک می کند. در حین صرف غذا، سولانا به جلیلی اعلام می کند که 1+5 آماده است پس از ناهار مذاکرات را ادامه دهد. جلیلی می گوید باید فکر کند و در محوطه بیرون اقدام به قدم زدن می کند و این کار را 15 دقیقه ادامه می دهد. سولانا به سراغش آمده می گوید: "تو با قدم زدن در حال تمرکز کردن هستی ولی تمرکز ما را به هم می زنی!"

بالاخره دور بعدی مذاکره بطور مختصر برگزار می شود و طرفین توافق می کنند که روند مذاکرات را مثبت بدانند و شرایط را برای مذاکرات کارشناسی فراهم کنند تا کارشناسان پیشنهاداتی برای آینده مذاکرات هفت جانبه تهیه کنند.
مالک شریعتی

نوشته شده توسط نقاد در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |
هدفمند کردن یارانه ها یعنی چه ؟

از دیروز صبح بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه ها در صحن علنی مجلس آغاز شد. دولت نهم برای تهیه این لایحه زحمات زیادی متقبل شد و وقت زیادی صرف کرد. آنچه اکنون در صحن علنی در حال بررسی است هر چند در کمیسیون ویژه مجلس دستخوش تغییراتی شده و طرح اولیه دولت نیست اما به هر ترتیب، دولت در جلسات مختلف با نمایندگان کمیسیون ویژه بر سر آن به توافق رسیده اند.

 لایحه هدفمند کردن یارانه ها هر چند از جهت شکلی یکی از هفت مورد اصلاح طرح تحول اقتصادی دولت است ، اما از نظر اهمیت و توجه افکار عمومی شاید مهم ترین آنها باشد . علت آن هم به پرداخت مستقیم و یا غیر مستقیم مالی به اقشار کم درآمد بر می گردد. با طرح این موضوعات سئوالات مختلفی در ذهن جامعه نقش بسته که امیدواریم پس از پایان بررسی لایحه بتوان به آنها پاسخ دقیق تری داد. اما در عین حال به نظر می رسد که هنوز بسیاری از مردم درباره اصل این موضوع ابهام دارند و  در محافل می پرسند که هدفمند کردن یارانه ها یعنی چه ؟

 برای درک درست این موضوع به چند نکته باید اشاره کرد :

1 .  قیمت تهیه و توزیع انرژی های مهمی چون آب ، برق ، گاز ، بنزین و  نفت بسیار بیش از آن چیزی است که ما می پردازیم. این موضوع البته به کشور ما اختصاص ندارد بلکه تقریبا در تمام کشورها چنین است . شاید ایران از معدود کشورهایی است که تاکنون برای ایجاد تعادل بین دخل و خرج این موارد از جهت فرهنگی و اقتصادی فکری نکرده است بلکه با پرداخت بخشی از هزینه های آن توسط دولت (که در حقیقت به نوعی از جیب خوردن است) تلاش کرده ایم تا این هزینه ها را مستقیم به مردم تحمیل نکنیم هر چند غیر مستقیم و بدون آن جامعه حس کند، این هزینه ها به تک تک افراد جامعه تحمیل شده است .

 2 .  نام این مساعدت و پرداخت هزینه ها  را یارانه گذاشتند یعنی کمک کردن . بدیهی است که کمک در مواقعی تحقق پیدا می کند که نیاز وجود داشته باشد. بنابراین هر کس درآمد بیشتری دارد اساسا یا به کمک نیاز ندارد و یا به کمک کمتری نیاز دارد و بر خلاف آن ، هر کس درآمد کمتری دارد، به کمک بیشتری نیاز دارد.

 3 .  بدیهی است که اگر کسی درآمد بیشتری داشت، نیاز کمتری دارد و به صورت طبیعی چون به دنبال رفاه است ، پس مصرف بیشتری خواهد داشت اما بر خلاف آن کسی که درآمد کمتری دارد ، هر چند نیاز بیشتری دارد ولی به دلیل ناتوانی، مصرفش کمتر خواهد بود. یعنی :

درآمد بیشتر = مصرف بیشتر > نیاز کمتر

درآمد کمتر = مصرف کمتر > نیاز بیشتر

 اکنون دو نفر را فرض کنید که یکی منزلی با 500 متر مربع زیر بنا و دیگری منزلی با 50 متر مربع زیربنا دارد . بدیهی که فرد اول به اندازه 500 مترمربع آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت ارزان قیمت مصرف می کند . طبعا چنین فردی نه تنها خودش که دیگر اعضای خانواده هم وسیله نقلیه شخصی در اختیار دارند و از آن استفاده می کنند . همانطور که بدیهی است فرد دوم هم فقط به اندازه 50 متر مربع از آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت ارزان قیمت استفاده می کند و اکثر این افراد از وسایل نقلیه شخصی بهره نمی برند و با وسایل نقلیه عمومی احتیاجات خود را برطرف می کنند. 

 فردی که منزلی با 500 متر مربع زیربنا دارد ، نیازش کمتر و مصرفش بیشتر است ولی به اندازه 500 متر مربع یارانه آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت دریافت می کند و فرد دیگر با منزل 50 متر مربعی ، نیازش بیشتر و مصرفش کمتر است ولی ما یارانه کمتری به او پرداخت می کنیم ! 

 سی سال است که این بی عدالتی اجرا می شود و البته پس از پایان جنگ و آغاز اداره کشور بر اساس برنامه های پنج ساله تدوین شده ، تصحیح این روند در دستور کار قرار گرفت اما متاسفانه هر دولتی به دلیل ترس از عوارض این برنامه ، از  اجرای آن شانه خالی کرد تا دولت نهم که با تمام وجود شانه اش را زیر این بار برد .

 اکنون دولت می خواهد با آزاد کردن قیمت حامل های انرژی و حذف یارانه ای که به همه می پرداخت، رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه را عادلانه کند. با رساندن حامل های انرژی به قیمت واقعی، هر کس بیشتر مصرف کند ، بیشتر هزینه می پردازد.

 تا این جا نیمی از جاده عدالت طی شده و رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه عادلانه شده اما همچنان رابطه بین نیازمند و پرداخت یارانه ایجاد نشده است . برای تحقق این بخش دولت قصد دارد بخشی از مبلغ اضافه شده حامل های انرژی که از اقشار پردرآمد دریافت می کند را در بین اقشار کم درآمد توزیع کند و با این کار ضمن جبران تورم ناشی از این افزایش قیمت ، مدیریت مصرف و هزینه کرد این یارانه را به خانواده ها واگذارد.

 امید است دولت و مجلس در این راه سخت که چاره ای جز پیمودن آن نیست موفق باشند . از یاد نبریم که اصلاح الگوی مصرف تنها راه حل تحقق عدالت و پیشرفت است .

حميد رسايي

نوشته شده توسط نقاد در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388| موضوع: تحليل هاي ويژه |

حاج سعید قاسمی - ملوانان انگلیسی

از راهبرد ذلت تا راهبرد عزت!

تفاوت آزادسازی ملوانان انگلیسی در دولت خاتمی و دولت احمدی نژاد .

بسیار زیباست ...

 

2،2 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

 

شادی روح امام و شهدا صلوات

نوشته شده توسط نقاد در یکشنبه نوزدهم مهر 1388| موضوع: عكس و فيلم ، صوتي و تصويري |

چرا مي خواهند احمدی نژاد را يهودي تبار معرفي كنند؟

در پی ادعای برخی رسانه های غربی مبنی بر اینکه احمدی نژاد ریشه یهودی دارد ؛ سایت وطن به بررسی چرایی این ادعا پرداخت و نوشت:

چندي پس از آغاز دولت نهم تلاش بسياري از سوي رييس جمهور كشورمان شد تا با يك اقدام متفاوت با قضيه رژيم اشغالگر قدس برخورد شود و با ادبيات منطقي مباني و دلايل انديشه اي نادرست يهوديان در اشغال سرزمين فلسطينيان را زير سووال ببرد .

به گزارش سایت وطن ، اين اقدام شجاعانه با طرح سووالاتي در زمينه هولوكاست و ناتواني غرب در پاسخ به سووالات مطرح شده به همراه بود سووالاتي كه اساس و دلايل اشغال سرزمين فلسطين توسط يهوديان را كاملا بي اساس نشان ميداد.

در همين راستا همايشي در بررسي هولوكاست در تهران برنامه ريزي شد و محققين بسياري از سراسر جهان در اين همايش به نقد هولوكاست و اسناد ودلايل غير واقعي صهيونيستها پرداختند و اين اولين زمين لرزه بزرگ براي تاريخ و تابوهاي يهوديان صهيونيست محسوب مي شد كه ريشه و بنيان تشكيل دولت يهود در فلسطين را كه پيشتر با تحريف تاريخ و مظلوم نمايي تبديل به حق شده بود تا حدودي از بين برد .

پس از اين اقدام با فشار لابي صهيونيسم اكثر انديشمندان دعوت شده در كشورشان دستگير شدند تا ديگر در موضوع هولوكاست سخني به ميان نياورند و با تصويب قطعنامه اي در سازمان ملل كشورها ملزم شدند تا ديگر راجع به هولوكاست حرفي به زبان نياورند و بدون تحقيق آن را به عنوان يك اصل قطعي پذيرا باشند . و احمدي نژاد هم به عنوان يهودي ستيز در رسانه هاي وابسته به صهيونيستها معرفي شد تا وي به عنوان دشمن يهوديان نگريسته و حرفهايش فاقد اعتبار تلقي شود.

اما رييس جمهور كشورمان در دفاع از مردم مظلوم فلسطين كه از سياست هاي اصولي جمهوري اسلامي است و از زمان امام (ره ) در دستور كار دولتمردان كشور قرار دارد باز هم كوتاه نيامد و در همه اجلاس هاي سازمان ملل و تقريبا در بيشتر مصاحبه هايش با رسانه هاي خارجي ضمن زير سووال بردن هولوكاست و ادعاي كشته شدن بيش از 6ميليون يهودي در كوره هاي آدم سوزي آلمان نازي نسل كشي فلسطيني ها را در فلسطين به شدت محكوم كرد.

يكي ديگر از اقدامات محمود احمدي نژاد در زمينه ضد صهيونيستي اش شركت در اجلاس ضد نژاد پرستي دوربان 2 در ژنو سوييس بود كه عليرغم محدوديت هاي پيش بيني شده براي ممانعت از سخنراني و طرح موضوع اسراييل و هولوكاست ايشان با شجاعت مباحث خود را مطرح نمود كه مورد تشويق كشورهاي اسلامي قرار گرفت كه در كنار موضع گيري هاي ديگر كشورمان در مباحث مربوط به فلسطين خصوصا در دفاع از ملت فلسطين در جنگ غزه به محبوبيت محمود احمدي نژاد در ميان ملت هاي اسلامي افزوده شد و بسياري از سران عربي و غرب كه در فجايع اسراييل نسبت به فلسطينيان سكوت اختيار مي كردند در ميان امت اسلام جايگاهشان متزلزل تر شد .

بر اين اساس براي اعراب پذيرفتني نبود كه يك غير عرب در مورد حوادث فلسطين از آنهاپيشي بگيرد و آنها را زير سووال ببرد زيرا به اعتقاد سران عرب مساله فلسطين به غير اعراب مرتبط نيست و مساله فلسطين يك مساله عربي است .

پس براي سران عربي چساباندن انگي كه تلاشهاي رييس جمهور كشورمان را ناشي از موارد ديگر در مساله فلسطين نشان دهد در اين برهه مطلوب تر به نظر مي رسد .

براي غرب نيز كه لابي صهيونيسم در هدايت سياست هاي آن كشورها از اركان اصلي به شمار مي آيند و رسانه هاي موثر و يا به عبارتي غولهاي رسانه اي دنيا كه تحت كنترل آنهاست زير سووال رفتن هويت صهيونيستي را بر نمي تافت و آنها نيز تلاشهاي زيادي را براي شنيده نشدن مباحث مطرح شده توسط رييس جمهور كشورمان انجام دادند و مطرح شدن يهودي تبار بودن ايشان آخرين حربه آنان به شمار مي رود.

البته به عقيده كارشناسان مي شد طرح اين گونه سووالات از سوي يك مقام غير رسمي مطرح مي گرديد و همايش بزرگ هولوكاست نيز توسط يك سازمان غير دولتي NGOبرگزار مي شد و دولت پشتيباني هاي مالي و انديشه اي از آن سازمان غير دولتي مي كرد . چون در آن صورت هم سووالات درست و منطقي آقاي رييس جمهور از كانالي غير سياسي مطرح مي شد و هم منافع ملي ما بيش از اين حاصل مي گرديد .

ذكر اين نكته هم ضروري مي رسد كه ملت ما طبق فرمايش حضرت امام هر گاه وحدت كلمه داشتند و در يك صف برادرانه در كنار هم بودند دشمنان ملت ما كمتر به خود اجازه داده اند تا به ملت و دولت ما توهين كنند .

در وقايع قبل و پس از انتخابات 22 خرداد پس از آنكه برادري ها و همدلي ها تبديل به تهمت ها و نزاع سياسي شد و برادران ديروز تبديل به دشمنان امروز شدند دشمنان واقعي آرمانهاي مقدس امام راحل به خود اجازه هر نوع بي احترامي به نظام جمهوري اسلامي كه برآمده از خواست ملت ايران است و هزاران شهيد براي به بار نشستن آن جان خود را نثار كردند مي دهند و از سخنان طرفين كه رنگ و بوي دوستي ندارد در دشمني شان استفاده مي كنند.

نوشته شده توسط نقاد در دوشنبه سیزدهم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

نام خلیج فارس زینت بخش موزه مترو پلیتن در نیویورک   

سفر احمدی نژاد به نیویورک علاوه بر برخی حاشیه ها و خاطرات که قبلا نقل کردم ، نکات قابل توجه دیگری هم به دنبال داشت که یاآوری آنها خالیاز لطف نیست :

 در این سفر آقای احمدی نژاد خودش به هیچ وجه به موضوع هلوکاست اشاره نکرد بلکه در تمام مصاحبه ها و حتی جلسات با دانشجویان آمریکایی و فعالان مذهبی آمریکا و یا در جلسه با فعالان سیاسی ، اقتصادی آمریکا ، این موضوع از طرف آنها مطرح می شد و ایشان مجددا موضع خود را تبیین می کرد . حتی رییس رژیم جعلی و صهیونیستی نیز بخشی از وقت سخنرانی خود در سازمان ملل رابه همین موضوع اختصاص داد و این یعنی ، بذر تردید احمدی نژاد در خصوص هلوکاست که ازچند سال قبل کاشته شده بود ، ثمر داده.

 پس از سخنرانی احمدی نژاد ، در راهروهای سازمان ملل تعداد زیادی از ملیت های مختلف جهت عکس گرفتن با احمدی نژاد در راهروی پشتی به ترتیب شدند ، از جمله سفیر سوریه در سازمان ملل و خانواده اش که ایرانی الاصل بودند.

 در هتلی که هیات ایرانی اقامت داشت ، برخی از روسای جمهور دیگر از جمله رییس جمهور پاکستان نیز حاضر بود ، شاید در این مواقع بهتر از زمان های دیگر می توانستیم به پرکاری هیات ایرانی و رییس جمهور کشورمان پی ببریم . پرکاری احمدی نژاد به اندازه ای بود که از روز دوم ، مترجم دیگری به هیات اضافه شد. روسای جمهورهیچ یک از کشورها با هم ملیتی های مقیم آمریکای خود جلسه نداشتند ، کسی به دنبال مصاحبه با آنها نبود ، دانشجویان و اساتید آمریکایی برای سئوال از آنها و یا عکس یادگاری به آنها نوبت نمی گرفتند و البته همه اینها گوشه ای از اهمیت ملت ایران را نشان می دهد.

 مصاحبه ها با خبرنگاران کارکشته آمریکایی هم نکات جالبی در پی داشت . شاید از همه جذاب تر مصاحبه آقای لری کینگ بود که مصاحبه گر مشهور سی ان ان بیش از ده بار مجبور به قطع برنامه و تغییر موضوع بحث شد و حتی چند بار دوستانش را که با گوشی به وی در باره سئوالات امر و نهی می کردند ، مورد خطاب قرار داد . جالب اینجا بود که لری کینگ قبل از مصاحبه با احمدی نژاد به دلیل استرس زیاد فشارش پایین آمد و دچار لرزش شد ، تا جایی که  دورش پتویی پیچیدند . خبرنگار دیگری وقتی عکس ندا آقا سلطان را نشان داد ، با توضیحات قانع کننده دکتر درباره قتل پرابهام این زن مواجه شد ، اما وقتی دکتر عکس خانم مروه شروینی را نشان داد و از او درباره قتل این زن پرسید ، خبرنگار مربوطه شوکه شد و هیچ پاسخی نداشت. 

در فرصتی که دست داد به همراه آقایان الهام ، داودی و تاج الدینی به بازدید از موزه متروپلی کن رفتیم . موزه بسیار بزرگی که بخش هایی از تاریخ تمام ملیت ها و از جمله ایران را در دل خود جا داده . شاید اگر یک روز کامل هم به بازدید از این موزه اختصاص داده می شد ، باز بخش هایی از آن نادیده می ماند . اولین سئوالی که در بازدید از این موزه به ذهن می رسید ، نحوه دسترسی و انتقال این اشیای ریز ودرشت و حجیم و ظریف از کشورهای آسیایی و اروپایی و آفریقایی به نیویورک بود . قطعا خیانت عوامل داخلی و عوامل خارجی مانند همین دیپلمات آرژانتینی که روزهای قبل با دقت عوامل زحمت کش گمرک ایران اموالش ضبط شد ، بی تاثیر نبوده.  

واما دو نکته جالب در بازدید از این موزه تاریخی برجسته بود . اول آن که اکثر قریب به اتفاق مجسمه های قدیمی اروپایی –  مذکر یا مونث –  لخت و برهنه بودند ! در حالی که مجسمه های آسیایی با همان قدمت ، همگی پوشیده بودند . در میان مجسمه های اروپایی ، تقریبا تمام مجسمه ها و یا تصاویر نقاشی شده از حضرت مریم که مربوط  به قبل از دوره رنسانس بود ، پوشیده و با حجاب بود ولی مجسمه ها و نقاشی های بعد از این دوره یا نیمه برهنه و یا بدون حجاب بودند.

درقسمت مربوط به ایران که حاصل تاراج فرهنگ و هنر کشورمان بود ، چند نقشه از ایران و از جمله نقشه ای با قدمت زیاد دیده می شد که بر روی آن نام همیشه فارس حک شده بود . شاید همین یک سند کافی باشد تا آمریکایی ها به جای کوک کردن شیوخ چند جزیره کوچک هم مرز با جنوب ایران با دعوت از آنها و بازدیدشان از نمایشگاه به شیطنت ها پایان دهند. به همراه آقای تاج الدینی در کنار این سند تاریخی که در قلب آمریکا محافظت می شد، عکس یادگاری گرفتیم . 

حميد رسايي

نوشته شده توسط نقاد در شنبه یازدهم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |
کدوم حماسه خش و خاشاک

تا همین الان خیلی شک داشتم که خدایا یعنی آقای احمدی نژاد به 12 میلیون نفری که به آقای موسوی رای داده اند گفته خس و خاشاک بعد از اینکه این فیلم رو دیدم متوجه شدم که چه جریانی روی داده اما هنوز در عجب هستم چرا یک عده به زور می خواهند خود رو خس و خاشاک معرفی کنند ، در این فیلم آقای احمدی نژاد      می گویند که بعد از یک مسابقه کسانی که تیمشان باخته به هر دری میزنند ولی ایشون بلافاصله تمامی رای دهندگان رو که 40 میلیون بوده اند ملت ایران معرفی می کنند اگه ایشون قصد داشتند به 12 میلیون توهین کنند باید می گفتند 24 میلیون طرفدار من ملت ایران هستند و 12 میلیون دیگه خس و خاشاک حالا از من گفتن بود دیگه بقیش باشه به پای خودتون که چه طور می خواهید تفسیر کنید که ایشون 12 میلیون رو خس و خاشاک معرفی کرده در ضمن خس و خاشاک در اینجا به معنی اونها یی هستش که نه به آقای موسوی رای داده اند نه به دیگری بلاکه داشتند از وضعیت سو استفاده می کردند

مطلب اصلی را از اینجا بخوانید + فیلم

نوشته شده توسط نقاد در شنبه یازدهم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

حامیان موج سبز یک گوشتون رو در کنید و یکی دیگه رو دروازه! كدوم دروغ؟

خوب دیگه بعد از یکی دو روز نبودن با یه پست جدید اومدم بسم الله الرحمن الرحیم    

جملاتی قابل تفکر از رئیس جمهور سابق آقای خاتمی
     
 مقام معظم رهبری به عنوان محور نظام اسلامی ما است و ما بر خود واجب می دانیم که از نظرات حکیمانه ایشان استفاده نماییم (1376/3/6 )
(( این در حالی هستش که هر آدمی که تا درس تصمیم کبری دوم ابتدایی سواد داشته باشه می دونه اصلاحات از همون اول با رهبر مشکل داشت))

مهم این است که رئیس جمهور آینده در اطاعت از مقام معظم رهبری  و برای حاظر نگه داشتن مردم در صحنه تلاش کند (1376/3/3 )
(( باید بگم خوب بله ))

ویا اینکه آقای خاتمی در جایی می گند
من بعضی از این مطبوعات و روزنامه ها و آدمهای تازه به میدان رسیده را میبینم که خیال می کنند هنری است که ما کشور را به حال ابتذال قبل از انقلاب بکشانیم ، اینها در این جهت دارند سعی می کنند . چه قدر غفلت است. چه قدر تاسف آور است ( روزنامه جمهوری اسلامی 1377/2/14 )
(( باید بگم بهتره برید توی قسمت تصاویر یکی از موتورهای جستوجوگر و فقط بنویسید آقای خاتمی حتما می گید همش دروغه))


و این یکی از همه جالبتر است
امروز سخن از تغییر قانون اساسی که به نحوی تغییر نظام است ،خیانت به نظام اسلام و ملت ایران است(1379/9/17 )
((حالا شعار یه اصلاح  طلب قبل از انتخابات جالب بود تغییر قانون اساسی ))

آهان این یکی قابل توجه با سوادان قانون گرا نما
در یک جامعه پیشرفته و متمدن ، هرج و مرج و قانون شکنی نه قابل تحمل  است و نه منطقی (سلام 1376/11/15 )
((نمی دونم ولی اگه شب اعلام نتایج انتخابات جلو در وزارت کشور می بودید می دید  چه کسانی می گند ما قانون گرا هستیم))

یکی دیگه
هر کس قانون اساسی رو پذیرفت باید به اصل ولایت فقیه نیز تن دهد ( 1378/5/19 )

ماست چه رنگه دوستان؟؟؟؟؟مشكي؟

منبع: روي خط شايعه

نوشته شده توسط نقاد در شنبه یازدهم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

تصاوير فتوشاپي جديد از نوع سبز!

چند روزي هست كه با مشخص شدن وزن و اندازه‌ي سبزهاي متوهم در راهپيمايي روز قدس، سايت‌ها و وبلاگ‌هاي مختلف موج سبز براي جبران جمعيت قليل خود، دست به دامن معجزه و فتوشاپ و «بزرگنمايي و پررنگ كردن رنگ سبز در تصاوير» شده‌اند. اما گويا معجزه‌ي فتوشاپ براي سبزهاي محترم چندان موثر واقع نشده كه اخيرا آنها عكس‌هاي مردم عادي و بسيجي‌ها را هم سبز مي‌بينند!

امروز چشمم افتاد به اين سايت كه ظاهرا مربوط است به تشكلي به نام «انجمن فعالان حقوق بشر در ايران؟!» اين سايت در روايت تصويري خود از مراسم روز قدس، عكس‌هايي را از حضور سبزها و پلاكاردهاي آنها در روز قدس نشان داده كه مي‌توانيد از اينجا ببينيد.

نكته‌ي جالب در اين تصاوير اينست كه مسئولان اين سايت براي نشان دادن خشونت حكومت عليه سبزها، دو عكس را مورد استناد قرار داده‌اند كه اتفاقا خشونت خود سبزها را نشان مي‌دهد! چرا كه اين تصاوير مربوط است به مردم و بسيجياني كه مورد ضرب و شتم سبزها قرار گرفته‌اند و نه برعكس.

عكس اول يك نفر را با سر و صورت خونين نشان مي‌دهد كه ظاهرا مورد لطف و عنايت دوستان سبز طرفدار گفتمان قرار گرفته! و عكس دوم هم مربوط است به يكي از دانش‌آموزان بسيجي كه با لباس فرم بسيج دانش‌آموزي (پيشتازان و پيشگامان) به راهپيمايي آمده بود.

احتمالا اين دوستان سبز، تا به حال چنين لباس‌هايي را با چشم خود نديده بودند و اين لباس هم برايشان آشنا نبود وگرنه  هرگز مرتكب چنين سوتي بزرگي نمي‌شدند!

انصافا كه به اين دوستان سبز بايد بخاطر اين همه هنرنمايي تبريك گفت. از هنر خودربايي به سبك عاطفه امام گرفته تا هنر اضافه كردن پارچه سبز به جمعيت مردم در روزنامه اعتماد و هنر شهيد ساختن يك دختر فراري به نام سعيده پورآقايي. ديگر بايد منتظر چه هنرنمايي‌هايي باشيم؟ فقط خدا مي‌داند و خود سبزها!

qods-day-022

qods-day-023

منبع :آهستان

نوشته شده توسط نقاد در شنبه یازدهم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

شناسنامه آقای موسوی

می دونم که توی موج سبز دوستان انصافا با منطق خیلی زیادی وجود دارند و این مطلب رو به عنوان انتقاد فقط به این دوستان اطلاع می دهم که منظور بدانید که چه کسانی به بهانه تولد آقای موسوی قصد درگیری دارند تا این دوستان هم آگاه باشند و دست پیش بزنند تا پس نخورند تا یه عده به این بهانه ما وشما رو به جون هم بیاندازند.

با خبر شدیم که روز تولد آقای موسوی 7 مهر نیست بلکه 11 اسفند هستش یک دفعه این فکر به سرم زد که ایشون جلوی دوربینها در هنگام رای دادن عکس انداخته اند با خودم گفتم خوب بهتره یکی از این عکسها رو پیدا کنم البته عکسهایی با کیفیت خیلی بالا پیدا نکردم اگه دوستان عکسهای با کیفیت تر پیدا کردند حتما به ما اطلاع بدهند تا اگه اشتباهی کردیم اون رو اصلاح کنیم

خوب اول به عکس بالا دقت کنید(براي ديدن عكس بزرگ روي آن كليك كنيد)

اگه دقت کنید در قسمت روز دو عدد صاف کنار هم هستش که فکر کنم به وضوح معلوم هستش که یازده هستش پس متوجه می شویم  که روز تولد ایشون حداقل 7 مهر نیست بلکه 11 مهر هستش حالا به قسمت ماه نگاه کنید می بینید که یک عدد صاف و مستقیم و در کنارش یک دو هستش البته این به معنی 12 میشه حالا با فرض اینکه 12 هم اشتباه باشه حداقل این عدد به 2بیشتر شباهت داره تا 6که متوجه میشویم ایشون متولداردیبهشت شاید باشند درنتیجه ایشون اصلا متولد مهر ماه نیستند.

امیدوارم دوستان با آگاهی خود نگزارند فتنه ای دیگر برپا شود

نقل این مطلب با استفاده از منبع ایرادی ندارد در ضمن دوستانی که آدرسی از عکسهای باکیفیت تر در مورد شناسنامه ایشون پیدا کردند حتما به ما اطلاع دهند با تشکر

امضا : روی خط شایعه

نوشته شده توسط نقاد در شنبه یازدهم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

موسوي تولدت مبارك ! پناه به كجا مي بري از اين همه دماغ؟

براي ديدن عكس بزرگ بر روي آن كليك كنيد

خیر سرمون هلک هلک رفتم دانشگاه تا بلکه یه روزم که شده سروقت بریم سر کلاس ، از دست این سبزا که نمیگذارن آدم به درسو مشقش برسه باید یه ریز بشینم اینارو ضایع کنم

این سبزها هم که بیخیال نمیشن! چاخان پشت چاخان!!! نمیدونم خسته نمیشن از این همه دروغ؟ حالا میخوان دانشگاه رو به هم بریزید چرا چاخان میگید که موسوی متولد ماه مهره؟ خوب گیریم که باشه! منم متولد ۲۱ مهرم! که چی؟ (راستی ۲۱ مهر یادتون نره ها!!! با کادو تولد میایید تو وبلاگمااااااا)

خلاصه اینکه بازم تو زحمت افتادمو مجبور شدم تا چاخان این دروغ گوها رو روشن کنم! اینگده که این سبزها دروغگو هستن که دیگه دماغشون جای بزرگ شدن نداره واسه همین چشماشون از دروغ گویی بزرگ شده!!! یکی نیست بهشون بگه پینوکیو بعد از ۴۰ قسمت آدم شد شما کی میخواید دست از دروغگویی بردارید و آدم بشید؟

 

اینم عکس آقای متولد ماه مهر!!!! بابا خوب نیگاه کنید! قشنگ معلومه! دیدی! دیدی نوشته متولد هفتم مهر هر کی هم بگه موسوی متولد۱۱/۱۲/۱۳۲۰ مثل ... دروغ میگه!!!

نوشته شده توسط نقاد در شنبه یازدهم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

ته خط میر حسین

موسوی قبل از انتخابات به خاطر همکاری با سازمان مجاهدین، مشارکت و نهضت آزادی مورد بازخواست قرار گرفته بود اما حالا دیگه ماجرا بسیار فراتر از این صحبت‌هاست. کسی که خودش رو خط امامی معرفی کرده بود حالا از طرف محمد رضا پهلوی(سلطنت طلبان)، مسعود رجوی (منافقین)، اسرائیل (صهیونیست های خون آشام)، انگلیس (روباه پیر)، آمریکا (شیطان بزرگ)، فرانسه و آلمان (حامیان رژیم صهیونیستی) مورد تقدیر و تمجید و حمایت واقع شده. همه این‌ها به کنار، موسوی چند روز قبل یکی از بزرگترین حماقت‌های عمرش رو انجام داد و نامه‌ای به حسینعلی منتظری (شیخ مطرود) نوشت و از او کمک خواست!؛ این یعنی ته خط.

یکی از دوستان می گفت ما این همه خودمون رو کشتیم تا بگیم میرحسین موسوی دستش با منتظری و رجوی و پهلوی و ... تو یه کاسه هست اما اینا کار ما رو راحت کردند و دیگه نیازی به زحمت ما نیست.

حالا خاتمی باز هم بیاد ملاقاتش با جورج سوروس رو تکذیب کنه؛‌چه فایده!

نوشته شده توسط نقاد در سه شنبه هفتم مهر 1388| موضوع: تحليل هاي ويژه |
از خاطرات کاریکاتوریست مقیم کانادا

اصلا زندگی برای چیه ؟ این همه آدم از ایران به خودش زحمت بده و زندگی شو در خطر بیا ندازد و دنبال این حقوق بشر لعنتی به همه سرک می کشد و دست آخر . شغل شریف کارگری در کانادا و با منت فراوان . یادم نیست چند بار تو کانادا مردم آب دهن شان را جلوی من انداخته اند و یا تو مترو و اتوبوس اخم هاشون تو هم که انکار من رنگین پوست جنایتی مرتکب شدم . دلم خوش کردم و رفتم با پس انداز اندکی که داشتم از ای بی زمین تو آمریکا خریدم و هر شب تو خواب داشتم تو زمین کنار دریاچه آب تنی و با دوست دختری که هرگز گیرم نیامد ماچ و موچ حسابی ...چه خاکی به سرم شد . شغل راحت خطاطی را در ایران رها کردم و آواره غرب شدم . امگریشن آمریکا گیر داده و نمی گذارد برم آمریکا و زمین خریداری شده من هم فاک آف شد یعنی پولم رفت و آرزو هام . از خوم بدم می آید چون خودم را فریب دادم و گفتم در ایران دمکراسی و آزادی و زندگی بهتری نیست و آمدم تو این کانادای لعنتی نژاد پرست که دارند زمین های مفت سرخ پوستان و ساکنان اولیه کانادا را با چه قیمت گرانی و با منت به ما مهاجران می دهند . خدا لعنت کند کسی را که تخم لق حقوق بشر را انداخته تو دهن این مردم ایران . درست مثل گوسفند هستند بدون هدف می روند و سر شان هم پائین . وقتی می بینم برای هنرمند شدن هم در کانادا قانون و مراحل پیچیده ای برای آن درست کردند و هنر مند موفقی من در جامعه مهاجر هنوز ندیدم . و متعلق به خود سفید پوست ها ست . و این ایرانی های گرسنه بدبخت ساکن کانادا که خالی می بندند و می گویند کانادا بهتر از ایران است ؟پس کو ما پانزده ساله داریم جون می دیم .
کاریکاتوریست آواره
می گویند شما سیتی زن کشور کانادا شدی ؟
گفتم حمال کشور کانادا شدم .

نوشته شده توسط نقاد در سه شنبه هفتم مهر 1388| موضوع: مصاحبه ها |
اطلاع رسانی به روش اسرائیل

230 کیلوبایت

دانلود کنید و ببنید

---------------------------------------------

منبع:

مبارزه كليپ

نوشته شده توسط نقاد در سه شنبه هفتم مهر 1388| موضوع: |

400 شركت در هزينه‌هاي ميلياردي ستاد موسوي سهيم بودند

اولين گزارش يك نهاد نظارتي از هزينه شدن قريب 200 ميليارد تومان به طور رسمي در ستادهاي انتخاباتي موسوي خبر مي‌دهد.

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، ايران خبر نوشت: پس از هزينه‌هاي نامتعارف و بسيار فراوان ستادهاي ميرحسين موسوي در انتخابات رياست جمهوري، كشف منابع تهيه اين مقادير بسيار زياد پول و امكانات، در دستور كار نهادهاي نظارتي كشور قرار گرفت.
پس از بررسي سرنخ‌هاي موجود و پيدا شدن حلقه‌هاي مهم نحوه تزريق منابع مالي به ستادهاي اين كانديداي ناكام انتخابات، اولين گزارش يك نهاد نظارتي از هزينه شدن قريب 200 ميليارد تومان به طور رسمي در ستادهاي موسوي خبر مي‌دهد.
در اين گزارش كه هنوز بخش‌هاي مهمي از آن در دست تكميل است، از وجود برخي منابع مالي و افراد پشت پرده وابسته به برخي جريانات مشكوك صحبت به ميان آمده است. اختصاص بخشي از پولهاي در اختيار برخي از نهادهاي عمومي به ستادهاي موسوي، از ديگر قسمت‌هاي اين گزارش است.
ليست اوليه از همكاري 400 شركت به طور رسمي و غير رسمي براي پرداخت مبالغي به ستادهاي موسوي حكايت دارد.
چكيده‌اي از اين گزارش مهم به مسئولان عالي‌رتبه كشور نيز ارسال شده است تا در مورد پيگيري دقيق‌تر سرنخ‌هاي اين منابع 200 ميلياردي، اجماع كاملتري به وجود آيد.

نوشته شده توسط نقاد در دوشنبه ششم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

وقتي احمدي نژاد لاري کينگ را بارانداز ميکند

تايم اوت مجري آمريكايي در بخش حساس مصاحبه با احمدي نژاد

مجري معروف آمريكايي در گفت وگو با رئيس جمهور كشورمان مجبور شد اعتراف كند مردم فلسطين به بهانه هولوكاست، مظلوم واقع شده اند.
لاري كينگ مجري سي ان ان در مصاحبه با دكتر احمدي نژاد، موضوع هولوكاست (نسل كشي يهوديان) را پيش كشيد و گفت: من خودم يك يهودي ام و برخي اقوام من در اين واقعه كشته شده اند.
رئيس جمهور كشورمان در واكنش به اظهارات وي با بيان اينكه «متاسفانه بعضي از رسانه ها، حرف من را تغيير مي دهند و از خودشان يك خبر جايگزين مي سازند و بعد شروع به تبليغ مي كنند»، به كينگ گفت: «من يك استاد دانشگاه هستم و تعدادي سؤال در مورد هولوكاست دارم. آيا پرسيدن سؤال جرم است؟ هولوكاست در كجا و توسط چه كسي صورت گرفت.»
مجري سي ان ان جواب داد «در اروپا و توسط آلمان ها.» اما وقتي دكتر احمدي نژاد گفت «پس مردم فلسطين در قضيه هولوكاست چه نقشي داشتند»، كينگ بلافاصله با دستپاچگي سخنان احمدي نژاد را قطع كرد و خواستار تنفس شد!
با شروع دوباره مصاحبه، مجري پرسابقه سي ان ان به رئيس جمهور كشورمان گفت: من دقيقا مي دانم شما چه مي گوييد و نكته را گرفتم ولي مردم فلسطين را براي چند دقيقه اي در اين مورد به كنار بگذاريد(!)
احمدي نژاد در واكنش گفت: من يك استاد دانشگاهم نه يك خبرنگار. بنابراين بايد پاسخ سؤال را به صورت آكادميك داد. من باز هم پرسش هايم را مطرح مي كنم و بعد مي پرسم گناه مردم فلسطين چيست كه به جرم هولوكاست، آنها بايد نسل كشي شوند؟
در اين هنگام لاري كينگ گفت: «مردم فلسطين مرتكب اين گناه نشدند» كه بلافاصله احمدي نژاد به وي گفت «احسنت!».
نفس گيري اين مصاحبه براي كينگ باعث شد وي چندبار اعلام تنفس كند.
در همين حال روزنامه هاي صهيونيستي با اشاره به تقلاي نتانياهو براي اثبات هولوكاست طي سخنراني اش در سازمان ملل، تاكيد كردند وي در تله رئيس جمهور ايران افتاده است.
«الوف بن» تحليلگر سياسي روزنامه هاآرتص در اين باره نوشت: صرف اينكه رئيس كابينه اسرائيل دلايلي را درباره وقوع هولوكاست مطرح و ارائه مي كند نشان مي دهد كه مشكلي وجود دارد. وقتي بحث درباره وقوع هولوكاست پس از گذشت 64 سال از پايان جنگ جهاني دوم به سازمان ملل متحد رسيده، پس احمدي نژاد در ايجاد شك و ترديد در اين موضوع پيروز شده و اين وضعيت به شدت نگران كننده است.

نوشته شده توسط نقاد در دوشنبه ششم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

ناسزا به پیامبر با پرچم سبز در نیویورک !  
 
روز سه شنبه ساعت یازده و ده دقیقه با تماس تلفنی تشریفات ریاست جمهوری بلافاصله به پاویون جمهوری اسلامی در فرودگاه  مهرآباد رفتم تا همراه با هیات ریاست جمهوری عازم سفر به نیویورک و شرکت در شصت و چهارمین اجلاس سازمان ملل شوم. ویزای من و برخی دوستان دیگر مجلس تا صبح روز سه شنبه صادر نشده بود که پس از صدور با تاکید رییس جمهور تا دوستان نماینده به هیات اضافه نشدند، هواپیما از روی باند پرواز بلند نشد و نهایتا با یک ساعت تاخیری که برای پیوستن ما صورت گرفته بود، وقتی به عنوان آخرین نفر داخل هواپیما شدم ، موتورها روشن و سفر سیزده ساعته به نیویورک آغاز شد.

 برنامه های رییس جمهور مانند ایران بسیار فشرده و متراکم بود و از همان ابتدا با مصاحبه رسانه ها آغاز شد. حضور در شصت و چهارمین اجلاس سازمان ملل، یازده مصاحبه با شبکه های مختلف تلویزیونی و روزنامه های بین المللی و ملاقات با سران برخی کشورها و جلسات با دانشجویان و نخبگان فرهنگی آمریکا  و ایرانیان مقیم ، تقریبا هیچ وقت خالی ای برای احمدی نژاد باقی نگذاشته بود. بعید می دانم هیچ رییس دولت دیگری با این حجم کاری در سفر به نیویورک حضور داشته باشد.

 سالن سازمان ملل و جلسات آن تقریبا شبیه به مجلس خودمان بود. کشورهایی که روسای جمهورشان نطق می کنند از یکی دو ماه قبل وقت گرفته اند. در بین نطق روسای جمهور هم اینطور نیست که همه سراپا گوش باشند. ترددها ، مشغول بودن هیات ها به مطالعه و سخن گفتن آنان با هم امری رایج است. میزان توجه و یا عدم توجه حاضران به نطق یک رییس جمهور را از سکوت حاکم بر سالن و گوشی های ترجمه ای که آویزان گوش هاست ، می توانستیم بفهمیم . برهمین اساس هم باید بگویم که سخنرانی رییس جمهور ایران از جمله چند دولتی بود که تقریبا سکوت بر جلسه حکمفرما شد و هیچ گوشی ترجمه ای بر زمین نماند که این نشانه تاثیرگذاری جمهوری اسلامی بر مناسبات جهانی است.

 در برخی از مصاحبه های احمدی نژاد با خبرنگاران شناخته شده آمریکایی که حضور داشتم ، از همان ابتدا شاهد ضربه فنی شدن این خبرنگاران کار گشته بودم . شاید صراحت احمدی نژاد و تسلط وی بر مطالب و موضوعات مختلف و همچنین کارد تهاجمی رییس جمهورمان نسبت به سیاست دوگانه حاکم بر جریان رسانه ای  دنیا که معمولا با سئوال کردن از خود خبرنگاران در پاسخ ها همراه می شود ، یکی از مهمترین دلایل این موضوع باشد. مصاحبه با یازده رسانه مهم مکتوب و تلویزیونی ، تقریبا احمدی نژاد را خبرسازترین رییس جمهور این سفر کرده.

 از جمله جلسات مهم رییس جمهور در این سفر ، جلسه ای سه ساعته با حدود دویست و پنجاه دانشجوی آمریکایی بود که در بزرگترین سالن هتل صورت گرفت . بعد از جلسه دکتر در دانشگاه کلمبیا تقریبا هیچ دانشگاه دیگری اجازه اعطای فرصت به رییس جمهور ایران را ندارد که البته این ممنوعیت از این سفر شامل هتل های کشوری که مجسمه آزادی را پس از جنگ جهانی دوم با پول مردم فرانسه در یکی از جزایر خود نصب کرده هم شد ! حدود یک هفته قبل از حضور احمدی نژاد در نیویورک ، مسئولان دو هتلی که قرارداد استفاده از سالن های آنها از حدود یک ماه قبل بسته شده بود، به صورت یک طرفه و غیر قانونی از در اختیار قرار دادن سالن های خود عذر خواستند و به همین دلیل جلسات با دانشجویان آمریکایی در سالن کوچک تری برگزار شد. نکته جالب توجه ، حضور این دانشجوبان از ایالت های مختلف آمریکا و با هزینه دانشگاه بود که نشان از عطش جریان دانشجویی در آمریکا با شنیدن سخنان رییس جمهور کشورمان داشت.

 سئوالات دانشجویان آمریکایی کاملا متنوع و متناسب با جریان اطلاع رسانی حاکم بر غرب بود و البته صراحت احمدی نژاد در پاسخ و غیر دیپلماتیک و غیر رسمی بودن آن سبب می شد تا همه دانشجویان سراپا گوش باشند تا جایی که پس از سه ساعت ، وقتی مجری برنامه پرسید تا چه وقت دوست دارید که جلسه ادامه داشته باشد ، یکی از دانشجویان گفت : پنج صبح و بقیه کف زدند .

 تقریبا در اکثر مصاحبه ها و جلسات از این دست ، یکی از سئوالات اصلی ، موضوع انتخابات ایران و تقلب در آن و همچنین دسته گل های واهی آقای کروبی بود. واقعا تاسف خوردم که رییس جمهور کشورمان در سفری به این مهمی و با این حجم کاری بالا ، به جای اختصاص وقتش برای دفاع از حقوق مردم ، مجبور بود به تشریح موضوع عدم تقلب در انتخابات بپردازد ، همان نکته روشن و واضحی که امروز برخی از سیاسیون افراطی در دادگاه ها و میزگردهای تلویزیونی خود عنوان می کنند و البته بر خلاف ادعای اول آنها با بایکوت خبری دنیا مواجه است.

 به نظرم تا امروز (پنج شنبه) یکی دیگر از جلسات مهم این سفر، نشست صمیمی با فعالان مذهبی و مسئولان تشکل های اسلامی در آمریکا بود . حدود سی نفر از این فعالان که بیشتر آنها از برادران اهل سنت بودند ، در جلسه ای یک ساعته و نیمه به بیان دیدگاه های خود و همچنین طرح سئوالاتشان پرداختند. اهمیت این جلسه را وقتی بیشتر حس می کنیم که بدانیم این افراد پل های ارتباطی ما با حدود ده میلیون مسلمان در آمریکا هستند. دو نکته قابل توجه در این این جلسه بود ، یکی وقتی که سیاه پوستی از میان علمای حاضر به انتخاب چهار سال قبل احمدی نژاد در حالی که ناشناخته بود اشاره کرد و پس از چهار سال کار و تلاش که صدای آن به آمریکا هم رسیده بود، انتخاب مجدد وی را بدیهی و طبیعی می دانست و آن را دلیل کافی برای عدم تقلب برشمرد و دومی هم تشکر چند تن از علمای سنی جلسه که ابراز داشتند هر ساله روسای کشورهای اسلامی به سازمان ملل می آیند ولی تنها شما هستید که ما را دعوت می کنید و باب گفتگوی با ما را باز کرده اید.

 حضور عناصر ضد انقلاب اعم از سازمان منافقین ، سلطنت طلبان و گروه های معاند دیگر ، به گفته ایرانیان مقیم و برخی از دوستان که در سال های قبل هم در هیات حضور داشتند، هیچ افزایشی از نظر تعداد نداشت. هر روز صبح و بعد از ظهر حدود دویست نفر در برابر مقر سازمان ملل و شب ها هم حدود صد نفر در برابر هتل محل اقامت جمع می شدند و شعار می دادند. تنها تفاوت امسال این جماعت ، رنگ سبز لباس ها و مچ بندهایشان بود. هر بار که ما قصد داشتیم به جلسات سازمان ملل برویم و یا داخل هنل شویم ، شعار دادن های این جماعت هم آغاز می شد. در هیات امسال برای بار اول دو روحانی (بنده و آقای میز تاج الدینی) نیز همراه رییس جمهور در هیات حضور داشت و همین موضوع سبب شد تا در مواقعی که ما قصد تردد به هتل را داشتیم ، شعار دهندگان ماهیت حقیقی خود را بیشتر نشان دهند. شاید تلخ ترین لحظات نیز همین اوقات بود نه به دلیل توهین آنها به ما بلکه به خاطر فحش و ناسزاها به پیامبر خدا و اهل بیت و رهبر فقید انقلاب که از زبان برخی از این سبزپوشان و جماعتی که عکس موسوی را به دست داشتند ، جاری می شد و البته به هیچ وجه مورد اعتراض دیگر شرکت کنندگان قرار نمی گرفت!

 با دیدن این صحنه ها واقعا برای امثال آقای موسوی و خاتمی که هر دو سیدند تاسف خوردم ، برای خط امامی که اینها دم از آن  می زنند. بارها گفته ام که این چه خط امامی است که از بوش ، اوباما ، مرکل ، سارکوزی ، ربع پهلوی ، رجوی گرفته تا صدای آمریکا و صدای اسرائیل و رادیو منافقین و شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب دم از آن می زنند؟

شاید گفته شود که این جماعت چه ارتباطی با موسوی و خاتمی دارند، قطعا آنها هم از ناسزا به اهل بیت ناراضی اند ، بله قطعا چنین است اما آیا آنها از خود نمی پرسند که چرا این جماعت هتاک به آنها دل خوش کرده اند و با نمادهای آنها به این میادین می آیند !؟ اصلا وقتی نمادی را تا این اندازه دست مالی کردند و به کثافت آغشته شد ، آیا هم چنان باید به عنوان راه سبز امید از آن نام برد و نباید از آن اعلام برائت کرد؟ سال 1380 را به یاد آوردم که آقای خاتمی در انتخابات هشتم ریاست جمهوری برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید و جماعتی از حامیانش در قم در حالی که شادی می کردند ، با دیدن روحانیون به تمسخر آنها می پرداختند! عمامه به سری رای آورده بود ، اما عمامه به سران مورد اهانت قرار می گرفتند؟! فاعتبروا یا اولی الابصار.

حميد رسايي

نوشته شده توسط نقاد در یکشنبه پنجم مهر 1388| موضوع: تحليل هاي ويژه |

جزييات جديد از شام محرمانه سوروس و خاتمي به نقل از كنت تيمرمن

 انتشار خبر مربوط به مشروح مذاكرات 3 سال پيش سيد محمد خاتمي و جرج سوروس به نقل از سوروس واكنش شتابزده دفتر رئيس‌جمهور سابق كشورمان و رسانه‌هاي حامي وي را در پي‌داشت.

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، ايرنا نوشت؛ انتشار خبر مربوط به مشروح مذاكرات 3 سال پيش سيد محمد خاتمي و جرج سوروس به نقل از سوروس در جلسه‌اي كه به مناسبت سالگرد 11 سپتامبر در هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) نيويورك و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غيردولتي امريكا واكنش شتابزده دفتر رئيس‌جمهور سابق كشورمان و رسانه‌هاي حامي وي را در پي داشت، به طوري كه ضمن تكذيب اين خبر، روشنگري ايرنا را دروغ‌پردازي خواندند.
متعاقب اين تكذيب و پوشش يكپارچه آن به‌عنوان تيتر يك روزنامه‌ها و سايت‌هاي حامي خاتمي، بي‌بي‌سي فارسي نيز دست به‌كار شد و به نقل از فردي كه او را ايمي ويل مسئول ارتباطات رسانه‌اي موسسه جامعه آزاد متعلق به سوروس مي‌خواند، خبر داد: آقاي سوروس با آقاي خاتمي آشنايي شخصي ندارد و تماسي با او نداشته است.
اين خبر اگرچه در اين رسانه‌ها به‌عنوان تكذيبيه دفتر سوروس مطرح شد اما هيچ نشاني از فرد مصاحبه‌شونده بي‌بي‌سي به‌عنوان يك مقام مسوول در سايت موسسه جامعه آزاد (www.soros.org) وجود ندارد و در ضمن دفتر سوروس و يا سايت رسمي موسسه نيز هرگز نسبت به تكذيب اين خبر اقدام نكرد.
اما در حالي كه دفتر خاتمي اظهارات كيان تاجبخش درخصوص ديدار وي با سوروس و سپس خبر ايرنا را تكذيب كرد، سند جديدي برگرفته از مقاله 3 سال پيش "كنت تيمرمن " (Kenneth R. Timmerman) مدير اجرايي مؤسسه‌ي موسوم به "بنياد دموكراسي براي ايران "، پرده جديدي از جزئيات شام محرمانه سوروس و خاتمي را فاش كرد.
تيمرمن موسس بنياد دموكراسي براي ايران است كه خود نيز مدير اجرايي آن بود. وي كه از نيروهاي بخش پژوهشي سازمان جاسوسي امريكا (سيا) است، با موسسه آمريكن اينترپرايز و همچنين پروژه قرن جديد براي امريكا نيز همكاري دارد. اين موسسات همانند موسسه جامعه باز سوروس امريكا به‌صورت ويژه بر روي موضوع ايران تمركز دارند.
اما تيمرمن 3 سال پيش در تاريخ 15 سپتامبر 2006 مقاله‌اي در پايگاه اينترنتي نيوز مكس (http://archive.newsmax.com/archives/articles/2006/9/14/205414.shtml?s=sr) با اشاره به موضوع هسته‎اي ايران و بررسي پيشنهادهايي براي چگونگي توقف ايران هسته‌اي از ديدار محرمانه سوروس و خاتمي در يك ضيافت شام خبر داده بود.
تيمرمن در اين زمينه نوشت: "همزمان و كمتر از يك مايل دورتر از محل گفت وگوي پهلوي با سانتوروم و مارتينز در سناي امريكا، "جرج سوروس " و ساير مخالفان دولت بوش در هتل "هايت " گردهم آمده بودند تا تعامل دولت با تهران را خواستار شوند. سوروس خطاب به شركت كنندگان در اين نشست كه به همت "بنياد امريكاي نوين " برگزار شده بود، درباره يك "معامله بزرگ " با تهران سخن گفت كه به رسميت شناخته شدن ايران از سوي امريكا، پايان رويارويي هسته اي از طريق مذاكرات و ازسرگيري مناسبات عادي ميان دو كشور را در بر خواهد داشت.
برخي مقامات روز پنجشنبه به نيوزمكس گفتند كه سوروس در همين هفته و در يك مراسم خصوصي صرف شام در بوستون، درباره اين "معامله بزرگ " با "محمد خاتمي " رئيس جمهوري سابق ايران گفت وگو كرد. يك ايراني كه در آن مراسم شام حضور داشت، گفت: "خاتمي به ما گفت كه آمريكا بايد مذاكره با ايران را آغاز كند. او افزود كه ايران مسلما خواهان تعليق غني سازي اورانيوم، اما نه به عنوان يك پيش شرط براي مذاكرات است.
با اين حال، فرد ياد شده به نقل از خاتمي گفت كه ايران "غني سازي سوخت هسته اي را كنار نمي گذارد "، زيرا وعده هاي غرب را مبني بر عرضه سوخت مورد نياز نيروگاه بوشهر باور ندارد. نيروگاه بوشهر با وجود 11 سال فعاليت پيمانكاران روسي، هنوز عملياتي نشده است.
اين مقام ايراني همچنين گفت: "از اين رو، يك برنامه R&D (تحقيق و توسعه) اجرا مي شود و اگر حاضر به پذيرش آن نباشيد، هيچ معامله ي بزرگي در كار نخواهد بود. " "استيون كلمنز " مدير "برنامه راهبرد آمريكا " در بنياد امريكاي نوين نيز در مراسم صرف شام خاتمي با سوروس شركت داشت و سخنان مقام ايراني را تصديق كرد.

"هومن مجد " روزنامه نگار آزاد كه در طول اقامت خاتمي در آمريكا، مشاور و مترجم او بود، گفت، سفر خاتمي به آمريكا از ماه ها قبل برنامه ريزي شده بود. "اين سفر با شروع ضرب الاجل سازمان ملل براي تعليق غني سازي، دقيقا همزمان شد. "
كلمنز انجام يك "معامله بزرگ " بر سر برنامه هسته يي با ايران را كار سخت و دشواري خواند كه به نتيجه رساندن آن، راحت و آسان نيست. يك ايراني كه در ميهماني شام خاتمي با سوروس، او را همراهي مي كرد گفت، رئيس جمهوري سابق ايران در توضيح رد مكرر پيشنهادهاي آمريكا - از جمله تلاش چند ساله "بيل كلينتون " - درباره يك "معامله بزرگ " از سوي تشكيلات رهبري ايران ، كلينتون را مسوول اين بن بست دانست.
اين ايراني گفت: "پس از عذرخواهي مادلين آلبرايت وزير خارجه وقت آمريكا بابت مداخله آمريكا در كودتاي 1953 عليه دولت محمد مصدق نخست وزير وقت ايران ، همه مسايل در جهت آشتي پيش مي رفت. " اما، خاتمي گفت، كلينتون، با "نامنتخب " خواندن تشكيلات رهبري ايران، اين معامله را ضايع كرد. "
كنت تيمرمن كه مقالاتش گاهي در پايگاه اينترنتي newsmax.com منتشر مي‌شود، چندي پيش نيز نوشته بود: بنياد ملي براي دموكراسي ميليون‌ها دلار را در دهه‌هاي گذشته براي راه‌اندازي انقلاب هاي رنگي در اوكراين، صربستان هزينه كرده و سياسيون آن‌ها را با تكنيك‌هاي سازماندهي و ارتباطات آموزش داده است.
وي همچنين افزوده بود: بنياد ملي دموكراسي از ستاد ميرحسين موسوي حمايت مي كرده و اين اقدام را از راه ارتباط با سازمان هاي غير دولتي خارج از ايران انجام مي داده است. اين سازمان ها آماده بودند تا به محض اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري در ايران معترضين را سازماندهي كنند. همچنين موسوي پيش از اعلام رسمي نتايج انتخابات به شكل غيرمنتظره اي اعلام كرد كه در اين انتخابات به پيروزي رسيده است.
اما شواهد ايرنا درباره ديدار خاتمي و سوروس به روايت كنت تيمرمن خلاصه نمي‌شود، به طوري كه سيد محمد خاتمي 25 شهريورماه 85 هنگامي كه پس از دو هفته از سفر به ايالات متحده به ايران بازگشت، در تشريح نتايج سفر خود ضمن رد اين مسئله كه سفرش غيرمنتظره بوده است، جزئياتي از افراد و مقاماتي را كه در اين سفر با آن‌ها ديدار داشته است، بيان كرد.
خاتمي اگرچه در برخي موارد به مكان ديدارها و حتي ميزان جمعيت حاضر در آن‌ها نيز اشاره دقيق داشت اما هنگامي كه به موضوع ديدارش با روساي تينك تانك هاي امريكا (اتاق‌هاي فكر) رسيد، حاضر نشد جزئياتي را بيان كند و تنها گفت: "فرصتي پيش آمد تا با برخي از روساي تينك تانك‌ها كه دولتي نيستند اما فكرآفرين و ايجاد كننده‌ي فكر هستند و در جامعه علمي، فرهنگي و سياسي امريكا تاثيرگذارند، ديدار كنم. "
شايد اگر خاتمي در قبال خبر ديدارش با سوروس كه نخستين بار كيان تاجبخش به آن اشاره و تاكيد كرد ارتباطات مستمري بين اين دو، وجود داشته است، اقدام به تكذيب شتابزده نمي‌‎كرد، اكنون اوضاع به مراتب براي وي راحت‌تر بود و لازم نبود رسانه‌هاي نزديك به او از تهران تا لندن هر روز براي تكذيب مستندات روشن در زمينه اين ديدار با دشواري مواجه شوند.

نوشته شده توسط نقاد در یکشنبه پنجم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

قتل «بهاري» و «الشربيني» نمونه‌هايي از رويكردهاي نژادپرستانه در آلمان

 نمونه‌اي از پرونده‌هاي نژاد‌پرستانه كه به علت جريان سانسور در آلمان خبري نشد، پرونده قتل مظلومانه خانم «صديقه بهاري» است.

به گزارش خبرگزاري فارس، «مروه الشربيني» چهارشنبه 10 تيرماه در دادگاه «لوندس كريج» در شهر «درسيدن» شرق آلمان به دست يك آلماني روس تبار به شهادت رسيد، اين زن محجبه تنها به دليل احساسات نژاد‌پرستي و تنها به جرم داشتن حجاب در دنيايي كه شعار آزادي عقيده و بيان ستيزي در آلمان رو به رشد بوده و متاسفانه رويكردهاي ضد حقوق بشري عليه مهاجران و اتباع ديگر كشورها كه تابعيت آلمان را پذيرفته‌اند و تبعه اين كشور شده‌اند، به شهادت رسيد و دولتمردان آلماني نيز با يكسويه نگري و ناديده گرفتن اين واقعيت‌ها تحت تاثير لابي صهيونيست‌ها به صورت فاحش و فزآينده‌اي از كنار اينگونه رويكردها با بي‌توجهي عبور مي‌كنند.
در شرايطي كه كشورهاي اسلامي در آستانه چهلم مروه ‌الشربيني محجبه مصري هستند سوال و اتهامات فراواني وجود دارد كه قوه قضاييه و مقامات سياسي و حكومتي آلمان همچنان آن را بي‌پاسخ گذاشته‌اند. اخيرا در آرشيو يكي از موسسات اجتماعي آلمان پرونده‌اي رازگشايي شد كه نشان مي‌دهد رويكردهاي نژاد‌پرستانه، بيگانه ستيزي و اسلام‌ستيزي از مدت‌ها قبل در آلمان رواج پيدا كرده بود و اين‌گونه رخدادها ظاهراً به صورت يك رفتار عادي درآمده است كه نمونه آن را در نحوه برخورد با پرونده مروه ‌الشربيني مجددا شاهد بوديم.
اكنون يك نمونه از اين نوع پرونده‌هاي نژاد‌پرستانه كه متاسفانه در مقطع زماني وقوع حادثه به علت جريان سانسور در آلمان خبري نشده است پرونده قتل مظلومانه خانم «صديقه بهاري» است ولي به علت مظلوميت اين خانواده جا دارد كه در اين مقطع مجدداً موضوع قتل خانم بهاري در آلمان مورد توجه قرار گيرد تا ارگان‌هاي حقوق بشري قدري در شاخص‌ها و قضاوت‌هاي خود درباره كشورهاي مدعي آزادي و دفاع از حقوق بشر تجديد نظر كرده و حقوق تضييع شده اينگونه افراد را استيفاء كنند.
به گزارش منابع خبري در آلمان خانم صديقه بهاري در سال 1366 به آلمان رفت و با «كمال ضيايي نقشبندي» ازدواج كرد و به واسطه اين ازدواج اقامت قانوني اين كشور را اخذ كرد. وي بعد از هفت سال زندگي مشترك به دليل پاره‌اي مشكلات از همسر خود جدا شده و در فروشگاهي در فرودگاه فرانكفورت مشغول به كار شد.
پس از مدتي با فردي آلماني به نام «هارالد سويك» كه به عنوان پليس امنيت در فرودگاه فرانكفورت به كار اشتغال داشت، ازدواج كرد. وي پس از يك سال و نيم زندگي مشترك به لحاظ اختلاف شديد فرهنگي از همسر دوم خود جدا شد و دادگاه مقرر مي‌كند كه شوهرش براي مخارج فرزند ماهيانه مبلغ 250 مارك به وي پرداخت كند ولي به دليل عدم پرداخت مخارج ماهيانه پس از چهار ماه خانم بهاري به مراجع قضايي شكايت كرد. پس از صدور راي دادگاه به نفع خانم بهاري در 24/12/1375 شوهر آلماني وي هارالد سويك با شليك 8 گلوله، وي را به طرز بيرحمانه‌اي در دادگاه به قتل رساند اما دادگاه قاتل را فقط به 15 سال حبس محكوم كرد.
اين در حالي است كه به دليل حاكم بودن جو خفقان و سانسور اخبار مربوط به وقوع اين جنايت زمينه قتل ديگري در يكي از دادگاه‌هاي آلمان فراهم شد.

نوشته شده توسط نقاد در شنبه چهارم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |
ابتكار احمدي‌نژاد در پاسخ به تناقض غرب درباره "مروه الشربيني " و "ندا آْقاسلطان "

رئيس‌جمهوري اسلامي ايران در پاسخ به سوال خبرنگار آمريكايي درباره ندا آقاسلطان، با نشان دادن عكسي، تناقض رفتاري غرب را برملا كرد.

براي ديدن عكس بزرگ كليد شيفت را نگه داريد و بر روي عكس كليك كنيد


به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به نيويورك، در جريان مصاحبه خبرنگار شبكه سي بي اس آمريكا با رئيس‌جمهور كشورمان، اين خبرنگار درباره كشته شدن افرادي در ايران در حوادث پس از انتخابات از جمله ندا آقاسلطان سوالي را مطرح كرد.
احمدي‌نژاد پس از شنيدن اين سوال، عكسي از مروه الشربيني شهيده حجاب را به اين خبرنگار و دوربين نشان داد و گفت: شما اين عكس را مي شناسيد؛ وي دو ماه قبل وقتي از مردي كه او را مورد تعرض قرارداده بود به دادگاه آلمان شكايت كرد در همان دادگاه توسط خود متهم با ضربات متعدد چاقو به شهادت رسيد.
احمدي‌نژاد افزود: خبر اين حادثه ده روز از افكار عمومي مخفي ماند و قبل از كشته شدن خانم ندا آقاسلطان بوده است. چرا اين حادثه در رسانه هاي غربي انعكاس نيافت؟
رئيس‌جمهوري اسلامي ايران درباره كشته شدن نداآقاسلطان گفت: اگر در ايران تخلفي از سوي مأمورين اتفاق افتاده باشد با آن برخورد مي‌شود و دستگاه قضايي در ايران تحت شرايط سياسي تصميم نمي گيرد.

---------------------بعدا نوشت---------------

وبلاگ افشاگري : به قول آقاي احمدي نژاد : به اين ميگن ديپلماسي عمومي !

نوشته شده توسط نقاد در پنجشنبه دوم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

در حاشيه اختلاف فقهي مراجع در باب رؤيت هلال
طي روزهاي گذشته پاره‌اي از محافل سياسي كه البته سابقه آنان در اختلاف افكني بر همه اشكار است با تمسك به تفاوت فتاواي مراجع عظام تقليد در رؤيت هلال ماه شوال درصدد برآمدند يك مسئله بديهي شرعي و فقهي را نشانه و نتيجه اختلاف مراجع با نظام معرفي كنند.

به گزارش فارس، در ميان مراجع معظم تقليد درباره مبناي آغاز ماه اختلافات فقهي وجود دارد و صد البته اين مانند ده‌ها مورد اختلاف فقهي ديگر به معناي «مخالفت» مرجعي با مرجعي ديگر به حساب نمي‌ايد كما اين كه از آغاز عصر غيبت و حتي در عصر حضور امام معصوم (عليهم السلام اجمعين)‌ نيز چنين بوده و اختلافات فقهي هيچ گاه به معناي مخالفت فقيهي با فقيه ديگر قلمداد نشده است.
در موضوع رؤيت هلال ماه چند اختلاف فقهي وجود دارد:
1- حضرت آيت‌الله خامنه‌اي دامت بركاته رويت هلال را با چشم مسلح ـ مجهز به دوربين ـ را معتبر مي‌‌دانند اما پاره‌اي از فقهاي ديگر از جمله حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي رويت هلال را تنها با چشم معمولي معتبر شناخته و مبناي آغاز ماه مي‌دانند.
2- در اينكه با «حكم حاكم»دامت بركاته اول ماه ثابت شود، اختلاف نظر است. اكثريت فقها «حكم حاكم » را يكي از راه‌هاي اثبات هلال مي‌دانند و عده‌اي ديگر از فقها راه‌هاي اثبات هلال را فقط علائم چهارگانه ـ رؤيت شخصي، شيوع، شهادت عدلين و اتمام 30 روز از ماه مبارك رمضان - مي‌دانند و علامت پنجم - حكم حاكم - را مكفي براي اثبات هلال نمي‌دانند مانند ايات عظام خويي، سيستاني و آقا موسي زنجاني ـ دامت بركاتهم.
3- منظور از «حاكم» در اين تعبيرها صرفاً ولي فقيه نيست بلكه مراد مطلق «حاكم» است و در اين جا مراد «حاكم شرعي» ولو حاكم در يك جزء فقهي است بر اين اساس حكم همه مراجع معظم مصداق «حكم حاكم» است.
4- درباره زمان رؤيت هلال هم بين فقها اختلاف وجود دارد بعضي از فقها رؤيت هلال را از بعد از ظهر شرعي قبول دارند ولي بعضي ديگر از فقها رؤيت هلال را تنها از حدود 20 دقيقه قبل از مغرب شرعي قبول دارند.
5- در ميان كساني كه حكم حاكم را دليل اثبات هلال مي‌دانند اختلاف نظر است كه آيا مطلق است يا مقيد. بعضي از فقها معتقدند با اعلام حاكم شرعي اول ماه اثبات مي‌شود مگر براي كسي كه بداند حاكم اشتباه مي‌كند.
طبعا در اين ميان آن دسته از فقهايي كه رويت هلال را با چشم مسلح ملاك اثبات اول ماه نمي‌دانند و يا آن دسته از فقهايي كه رؤيت هلال را در ساعت 2 بعد از ظهر يا 4 يا 7 بعد از ظهر را ملاك اثبات اول ماه نمي‌دانند حكم حاكمي كه اين مورد را مجزي رويت هلال مي‌داند را براي خود مبري‌الزمه نمي‌شمرند.
با اين وصف استنتاج سياسي از اختلاف فقهي كردن در واقع نوعي انحراف اذهان عمومي است و صد البته اين وصله‌اي نيست كه به فقهاي بزرگ شيعه بچسبد. در اين بين اعتقاد راسخ حضرات آيات سيستاني ، مكارم، صافي و ... به ولي فقيه و پشتيباني قاطع آنان از جمهوري اسلامي به عنوان مهم‌ترين ميراث فقه شيعه در 14 قرن اخير راه را بر داعيه‌هاي باطل تفرقه‌افكنان بسته است.
‌خيلي‌ها تلاش كردند تا حوزه علميه نجف را در مقابل حوزه علميه قم قرار داده و در نهايت مراجع عراق را مخالف جمهوري اسلامي معرفي نمايند اما با هشياري حضرت آيت‌الله سيستاني و ساير مراجع عراق دامت بركاتهم اين توطئه خنثي شد. جالب اين است كه حضرت آيت‌الله سيستاني به ولايت «‌مطلقه» فقيه معتقد بوده و مشروعيت همه اركان جمهوري اسلامي ايران را منوط به تأييد آنان از سوي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ـ دامت بركاته ـ مي‌داند. همين اعتقاد درباره ولايت فقيه در بين مراجع معظم قم هم عموميت دارد.
سعدالله زارعي

نوشته شده توسط نقاد در پنجشنبه دوم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |
نكته هاي ناب

امام خميني قدس سره :

«ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاه معرفي كنيد، ننشينيد كه باز جايي را آتش بزنند... خط اين بود كه اصلاً آمريكا منشي-فراموش- شود، يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح كردند تا آمريكا منشي بشود.» - صحيفه امام(ره) ، ج15، صفحه29

حجت الاسلام قرائتي :

يك عده‌اي شعار داده‌اند كه "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران "، اگر اينطور است پس نمازتان را هم تغيير بدهيد و بگوييد "السلام علينا و علي ايرانيان " ؛ "نه غزه نه لبنان " مي‌داني يعني چه؟ يعني "نه قرآن

نوشته شده توسط نقاد در چهارشنبه یکم مهر 1388| موضوع: اخبار ويژه |

وطن یعنی کف و سوت و هیاهو

بساط بحث کولی ها ز هر سو

***

وطن یعنی بریزی در خیابان

بسوزی مسجدی را سهل و آسان

***

وطن یعنی خشونت های سبزی

توهم ها و صحبت های فرضی

***

وطن یعنی حمایت از اجانب

زنی تهمت به کاندیدای غایب

***

وطن باید شود سبز از سر زور

که دستورش رسید از آن ره دور

***

وطن یعنی اگر زورت زیاد است

بدان بی بی سی از دست تو شاد است

***

وطن یعنی سرای بچه قِرتی

مکن پِخ چونکه او در میره فِرتی

***

وطن یعنی اگر کم مایه داری

تو را له میکند سرمایه داری

***

وطن یعنی غم جانانه داری

اگر پائین شهرت خانه داری

***

وطن یعنی حیا کن فتنه سبز

مساز از میهنم ویرانه سبز

***

وطن یعنی که دشمن قتنه دارد

میان جمع سبزی رخنه دارد

***

وطن یعنی شکم، دیگر همین بس

جَدَل با آل اسرائیلیان بس

***

وطن در چشم سبزی، نان و خرماست

که نرخش قیمت آسایش ماست

***

وطن در چشم سبزی، خوار و کوچک

که تعویضش کند با یک عروسک

***

وطن یعنی دبی یعنی امارات

بساط  و پیپ و قلیان و کراوات

***

وطن گفتی و دردم تازه کردی

میان خواب خود خمیازه کردی

***

وطن در خون من در جان من بود

تو را لیکن هوای قتل من بود

***

وطن را ساده بنمودی تو معنی

چنین اندر کلامت هست معنی

***

وطن تنها همین یک شهرتان نیست

طفیلی از بر تهرانتان نیست

***

وطن تبریز و شوش و زاهدان است

عیار و ارزشش بر ما عیان است

***

وطن شیراز و یزد و اصفهان است

نگین سرخ و جاوید جهان است

***

وطن در نزد ما با دین عجین شد

سرافراز و عزیز و بهترین شد

***

وطن یعنی عرب ها ترکمن ها

طلوع لاله در دشت و دمن ها

***

وطن سرخ و سپید و سبز و زیبا

لر و کرد و بلوچ و آذری ها

***

وطن یعنی تمام ملت ما

شکوه و قدرتش از همت ما

***

وطن یعنی ابوسینا و سعدی

ولایت نایب بر حق مهدی(عج)

منبع: وبلاگ 22 خرداد

نوشته شده توسط نقاد در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388| موضوع: تحليل هاي ويژه |

اولین مقام عالی رتبه ایران که به روسیه رفت چه کسی بود؟

محمد خاتمی در اسفند ماه سال 79 اولین سفر یک مقام عالی رتبه ایرانی را به روسیه انجام داد.

خبرنامه دانشجویان ایران نوشت؛ در نماز جمعه 26 تیر ماه هاشمی رفسنجانی و راهپیمایی روز جهانی قدس جریان موسوم به سبز شعار جالب توجه «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» به جای شعار «مرگ بر آمریکا و اسراییل» غافل از آنکه خاتمی اولین مسافر رسمی ایران به روسیه بوده است.
محمد خاتمی در اسفند ماه سال 79 اولین سفر یک مقام عالی رتبه ایرانی را به روسیه انجام داد.
وی در این سفر 4 روزه ملاقات های متعدی با پوتین رئیس جمهور،میخایل کایانف نخست وزیر و ایگور ایوانف وزیر امور خارجه در کاخ کرملین به دیدار و مذاکره پرداخته بود.
از جمله نکات قابل تأمل این سفر خاتمی آنکه، وی در این ملاقات ها که عمدتا به ضیافت هایی در کاخ کرملین منتهی می شده است، بر لزوم افزایش رابطه ایران وروس ها و تأثیر این رابطه بر مسائل منطقه ای و جهانی تأکید و نبود هیچ مانعی بر سر راه این روابط را اعلام کرده بود.
این سفر با حضور رئیس موسسه باران در یادبود سربازان گمنام روسیه و نیز دیدار با رهبر کلیسای ارتدکس روسیه و حضور در دانشگاه های متعدد و مختلف مسکو تا آنجا ادامه یافت که دانشگاه دولتی روسیه به وی مدرک پرفسوری افتخاری فلسفه اعطا کرد.
خاتمی در این سفر خارج از کشور تنها به دیدار سران روس در مسکو اکتفا ننموده و در سومین روز اقامت در روسیه راهی سن پترزبورگ می‌شود تاضمن دیدار از دومین شهر بزرگ روسیه با شهردار سن پترزبورگ ملاقات کند.
لازم به ذکر است خاتمی پس از انتشار بیانیه مشترک با روسیه و بازگشت به ایران با ارزیابی مثبت از این سفر هدف خود را اثبات روابط دوستانه درمیان دو کشور و عزم مسوولان آنها برای تداوم و تقویت آن در همه عرصه ها اعلام کرده بود.

نوشته شده توسط نقاد در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388| موضوع: اخبار ويژه |